اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
5دلیلش این است که بعد صد سال میگوییم: عجب! من اشتباه کردم، عجب، ما خیال میکردیم تو اینطوری هستی. خیال شما صحیح نبوده است، شما نمیبایست توقّع داشته باشی! [علت] این که بسیاری از موارد، انسان پس از گذشت سالها و پس از گذشت مراحل، یک مرتبه متوجّه یک اشتباهی، خطایی و نکتهای در رفیقش میشود که انتظار [آن را] نداشت، بهخاطر این است که به خصوصیّاتش اطّلاع پیدا نکرده؛ خیال میکرده اینطوری است؛ یک مرتبه یک مسئلهای را از او میبیند، آنوقت او خیلی بیتوقع میشود، برای او خیلی مسئله پیدا میشود.
احاطۀ اولیاء خدا به خصوصیات افراد
امّا اولیاء خدا، از اوّل وقتی که به او نگاه میکنند، تمام خصوصیّات شخص جلوی چشم [آنان] است که او کیست، محور نفس او بر چه محوری هست، دارای چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتّی هست، چه استعدادی دارد. اینها یک مسئلهای است که با هزار سال روانکاوی و روانپزشکی یک شخص نمیتواند به او برسد، چون در محدوده قدرت او نیست. بله، آثاری از این را ما میتوانیم در مقام بروز و در مقام ظهور ادراک بکنیم.
فرض کنید که یک شخصی خیلی بخشنده است، میگویید: او دارای حالت جود و کرم است، یکمرتبه در یکجا میبیند او، این کار را انجام نداد! [پیش خود میگویید:] اگر تو بخشنده و جواد بودی پس چرا اینجا [چنین کاری را] انجام ندادی؟!
قضیّه نفس مثل این برنامههایی است که برای کامپیوتردرست میکنند؛ یک نقاطی میگذارند که وقتی که این سیستم اینها را میخواند، حرکت میکند، میآید به آن نقطه که میرسد توقف میکند، جای خالی برایش در آنجا میگذارند، تمام دستگاه میایستد. حالا اگر شخصی بر آن نفس اشراف داشته باشد، آن نقطه خالی را هم میبیند، مقابلش را هم تشخیص میدهد، آن نقطه کجاست، آن نقاط خالی کجاست و امثالهم. اگر انسان آن نقاط را نبیند، مسائل را به آن نقاط گسترش میدهد، یکدفعه خرابکاری میشود، یکدفعه همه چیز به هم میریزد! اینجاست که میگویند: «نسبت به هر کسی انسان نمیتواند به این زودی حکم کند» چرا؟

