اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
4مثل اینکه فرض کنید که دو نفر، دو غذای مختلف را دوست دارند، دیگر دوست داشتن غذا به این مسئله مربوط نیست، این به ذوق و سلیقه فرد مربوط است دیگر؛ یکی فرض کنید که پلو خورشت کذا را دوست دارد، یکی نه، میگوید: من اصلاً غذای برنج دوست ندارم و واقعاً هم دوست ندارد. اگر همیشه برایش یک نوع غذا بیاورند باز همان را میخواهد و همان را ترجیح میدهد. یکی میبینید که من باب مثال قالی سفید و طرح سفید را میپسندد، بعضیها هستند قالی طرح قرمز را میپسندند. میگویند: قالی سفید چیست؟! اصلاً آدم نمیتواند نگاه کند. درحالیکه آنکه قالی سفید را میپسندد میگوید: این قرمز چیست؟ چشم را میزند، نور را منعکس نمیکند، فرض کنید که من باب مثال تاریکی میآورد، امثال ذلک. حالا کدام یک از این دو نفر راست میگویند؟ هر دوتایشان؛ هم این راست میگوید، هم آن؛ چون اصلاً مسئله، مسئله منطقی نیست تا اینکه ما بخواهیم بگوییم این راست میگوید یا آن راست میگوید. برگشت آن به یک ذوق و نحوه سلیقه و خصوصیّت نفسانی است.
یک کسی را نگاه میکنید میبینید از گل یاس خیلی خوشش میآید، از عطر یاس خوشش میآید، یک کسی را فرض کنید از عطر دیگر و گل دیگر من باب مثال خیلی لذّت میبرد و بهرهمند میشود. حالا ما بخواهیم بگوییم شامه این صحیح است و ذوق این مورد پسند است؟! یا اینکه نه! هر دو یکی است و فرق نمیکند و به عبارت دیگر جمیل در نزد هر کسی آن ذاتی است که از نقطه نظر سنخیّت با خصوصیّات نفسانی آن شخص تطبیق کند؛ آن جمال است.
یعنی انسان و هر شخصی دارای یک خصوصیّاتی است و این خصوصیّات برای هیچکس قابل ادراک نیست؛ یعنی امکان ندارد که شخصی نسبت به خصوصیّات نفسانی یک شخصی اطّلاع پیدا کند الاّ اینکه به مقام ولایت برسد و بتواند بر نفوس اشراف داشته باشد؛ فقط او میتواند نسبت به خصوصیّات اطّلاع پیدا کند. اگر صد سال شما با رفیقتان در تماس باشید و در مصاحبت و رفاقت باشید به خصوصیّات نفسانی او امکان ندارد اطّلاع پیدا کنید، ابداً!

