امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
7به هر حال، او یك اسباببازی بسیار قشنگ و جالب و رنگارنگ كه بعضاً از نقره بود خرید تا به امام جواد علیهالسّلام تقدیم نماید و حضرت در منزل با آن بازی كنند. امّا وقتی وارد مجلس میشود شیعیان، بزرگان، علماء، و روات احادیث را میبیند كه همه دور تا دور مجلس نشستهاند و از حضرت سؤال میكنند؛ سؤالاتی از شرق و غرب و از مسائل عجیب فقهی، و این كودك چند ساله مانند یك امام شصت ساله به آنها جواب میدهد. در اینجا او خجالت كشیده و آن اسباببازی را كه در آستین داشت تقدیم میكند، و حضرت نظر غضبناكی كرده و آن را به كناری میاندازند و میفرمایند: «خدا مرا برای این خلق نكرده است من را چه به بازی كردن؟!»1
در اینجا ملاحظه میكنیم كه میزان ادراك و فهم و شعور شیعیان در زمان ائمّه نسبت به امام خود چقدر بوده است!
در هیچ زمان و مكانی راه رسیدن به خدا مسدود نیست
حال در چنین شرائطی چه باید كرد؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و گفت: چون حضرت موسی بن جعفر علیهماالسّلام در زندان است، دیگر راه به سوی خدا هم بسته شده است؟! آیا چون فرضاً من در خراسان هستم و امام در مدینه زندگی میكنند، دیگر راه به سوی خدا بسته شده است؟! و یا چون الآن من در كوفه زندگی میكنم و امام علیهالسّلام در مدینه هستند، دیگر هیچ راهی بهسوی خدا وجود ندارد و تنها راه به سوی خدا منحصر است در مدینه، آن هم فقط در همان منزلی كه فرضاً امام صادق علیهالسّلام در آن حضور دارند؟!2
پاسخ آن است كه: اینها همه باطل است و موجب سدّ طریق و جلوگیری انسان از رسیدن به خداست؛ زیرا راه به سوی خدا منحصر در یك طریق مشخّصی نیست تا اینكه همه مردم عالم از جایجای دنیا بیایند و از آن نقطه و مسیر حركت خود را شروع كنند.
- بحار الأنوار، ج ٥٠، ص ٥٩.
- در اينجا معناى حركت به سوى خدا و رجوع به استاد تفسير مىشود؛ لذا رفقا و دوستان به گردش و حركت در كلام به سمت مطلوب و نتيجه، توجّه كنند تا متوجّه مطلب شوند.

