امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
2أعوذ باللَه من الشّيطان الرّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحِيم
الحَمدُ لِلّه ربِّ العالَمينَ و الصّلوة والسّلامُ على أشرَف المُرسَلينَ
وخاتمِ النَّبيينَ أبىالقاسمِ محمَّدٍ و علَى آلِهِ الطَّيِّبين الطّاهرين
واللعنة علَى أعدائِهم أجمَعينَ
در تفسیر و شرح اجمالی حدیث شریف عنوان بصری گذشت كه فقره اولی از كلام شریف حضرت صادق علیهالسّلام به عنوان بصری، حاكی از نحوه ارتباط انسان با مقام ولایت در زمان غیبت یا زمان حضور در صورت عدم دسترسی به امام علیهالسّلام است. حضرت در این فقره به عنوان بصری میفرمایند: «إنّی رجلٌ مطلوبٌ؛ من شخصی مورد نظر دستگاه هستم، و حكومت ارتباط من با افراد را زیر نظر دارد.» و همچنین در فقره دیگری كه مربوط به مسائل شخصی و داخلی خود حضرت است امام علیهالسّلام میخواهند عنوان را در ارتباط با خود محدود كنند.
البته همینطور هم میشود؛ زیرا حضرت یك دستورالعملی به عنوان بصری میدهند و میگویند شما دیگر به كار خودت بپرداز، ما دستور را به تو دادیم و مطلب را برای تو بیان كردیم و باقی قضایا و مسائل بر عهده شماست.
عرض شد كه: این مسأله اختصاصی به زمان غیبت ندارد؛ زیرا در زمانحضور نیز افرادی خارج از شهر امام علیهالسّلام هستند و دسترسی ندارند، تكلیف آنها چیست؟ فرضاً امام علیهالسّلام در مدینه یا در مرو و خراسان است، و یا مثل امام هادی و امام حسن عسكری علیهماالسلام كه در سامرّا تحت نظر بودند، و یا مثل حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام كه محبوس هستند و حتّی افراد ساكن در شهر امام كاظم علیهالسّلام هم با ایشان رابطه ندارند؛ پس تكلیف سلوك و ارتباط آنها با امام و مقام ولایت چه میشود؟
نكته مهمّی كه تا قبل از زمان تألیفات علّامه طهرانی رضوان اللَه علیه روشن نشده بود
این همان نكتهای است كه ما تا قبل از زمان تألیف كتابهای مرحوم آقا آنطور كه باید و شاید به آن نرسیده بودیم. البتّه در كتب و كلمات بزرگان قبل از ایشان نیز كموبیش درباره لزوم رجوع به استاد اعم از معصوم علیهالسّلام و یا نائب خاصّ او كه عبارت است از ولی و استاد كامل مطالبی وجود دارد، امّا قبل از مرحوم آقا و تألیفات ایشان، سابقه نداشته كه این مسأله اینطور واضح و آشكار تبیین شود.

