حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى
7اگر فرضاً مرحوم آقا به ایشان میگفتند: آقا! برو و خودت را از پشتبام پائینبینداز، آیا او انجام میداد یا نمیداد؟ كسی كه میگوید: هرچه شما بگویید من انجام میدهم، معنایش این است كه در این مورد هم تسلیم است. و إلّا مسائل مربوط به نفوس و جروح و دماء و یا مسائل مربوط به عِرض و ناموس و اموال را استثناء میكرد؛ در اینصورت «شیر بییال و دُم و إشكم» میشود كه مولانا میگوید:
شیر بی دم و سر و إشكم كه دید *** اینچنین شیری خدا خود نافرید1 بنابراین، این شخص موتی را كه موجب انقطاع او از حیات دنیوی است چون بر طبق دستور است میپذیرد، ولی جدا شدن از این جریان خاص را نمیپذیرد!
اینجاست كه مسائل نفسانی جلو میآید و مانع از پذیرش حق میشود، و با این توجیهات كه: آقا! چرا شما بعد از سالها مبارزه از این جریان درحالیكه عدّهای به شما چشم دوختهاند، جدا شدید؟ و با رفتن شما چنین و چنان میشود، از پذیرش حق سر باز میزند.
این مطالب را كه عرض میكنم واقعیت دارد؛ إنشاءاللَه خداوند دست انسان را بگیرد. گاهی انسان قبل از اینكه وارد جریانی شود نسبت به آن نظری دارد، و چه بسا ممكن است آن را قدح و مذمّت كند (مثلًا اگر پست و مقامی پیشنهاد شود، واقعاً قبول نمیكند و مذمّت هم میكند و مفاسد آن را در نظر میآورد) امّا همین كه بأی نحوٍ كان وارد آن جریان شد و یكی دو سال گذشت، اگر به او بگویند: حال از این جریان بیرون بیا، دیگر مسأله برای او خیلی سخت خواهد شد.
زیرا اكنون در این جریان وارد شده، و با معاریف واقوامی آشنا شده، حیثیتو شخصیتی پیدا كرده، روی او حساب میكنند و الآن برای خود كسی شده، در منزل و منظر زن و بچه خودش اعتباری پیدا نموده، حال اگر دفعتاً به او بگویند: «آقاجان! تو خود میدانی كه این جریان با سابقش تفاوتی نكرده است، و به همین مقدار ما از خدمات تو ممنون هستیم و از این پست كناره بگیر» در اینجا حساب او با كرام الكاتبین است و مسأله برای او خیلی مشكل خواهد شد.
- مثنوى معنوى، دفتر اول.

