در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى‏

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى‏

6
  • از آنجا كه من در این جریان رفت و آمد داشتم، تا حدودی از مسائل و سخنانی كه ردّ و بدل می‌شد، اطّلاع پیدا كرده بودم. روزی از مرحوم آقا سؤال كردم: «آقا! ایشان چرا رفت و دیگر نیامد؟»

  • ایشان فرمودند: «این آقا آمده بود برای اینكه با ما مصاحبت داشته باشد و از مسائل سیر و سلوك و دستورات اخلاقی هم بهره‌مند شود؛ من به ایشان گفتم: آیا شما در این طلب خود آن‌قدر مُجِدّ هستید كه آنچه را گفتم بدون چون و چرا انجام دهید؟!»

  • (زیرا بالأخره مسأله، مسأله آسانی نیست. صحبت در سعادت و شقاوت و فلاح و رستگاری انسان است، و چه بسا ممكن است مطالبی به ذهن انسان برسد كه با منویات ولی در تنافی باشد؛ پس باید دید كه انسان چقدر آمادگی دارد؟)

  • ایشان فكری كرد و چون در آن موقع وارد بعضی از جریان‌ها شده بود، گفت: «آقا شما هرچه بفرمایید اطاعت می‌كنم، امّا از این جریان نمی‌توانم دست بردارم.»

  • مرحوم آقا در پاسخ فرمودند: «اتّفاقاً همین‌جا نقطه ضعف شما است و ما نمی‌توانیم با شما كنار بیاییم؛ چون اوّلین مسأله ما همین است كه شما باید از این جریان دست بردارید.»

  • ایشان هم رفت و نتوانست استفاده كند و بعد هم از دنیا رفت.

  • مراجعه به استاد به شرط عدم پیروی در بعضی موارد، توجیه عقلی و منطقی ندارد

  • حال صحبت در این است كه: اگر شخصی بخواهد به حقیقت و واقعیت برسد، دیگر تخصیص معنا ندارد؛ چراكه اگر شما با توجّه به علم و تجربه و ادراك و بصیرت خود، ایشان را حق می‌دانید و خود را در اختیار قرار می‌دهید، معنایش این است كه ایشان در یك افق بالاتری است: افق دیدی كه محدود به علوم اكتسابی و حصولی و مقید به تجارب شخصی و اجتماعی نیست، دیدگاهی كه در چهارچوب قانون بصیرت و ادراك عادی و عرفی نمی‌گنجد؛ شما با این وِجهه نظر نزد او می‌روید و إلّا به چه دلیل با اینكه افراد بسیاری بودند به ایشان مراجعه كردید؟ وقتی برای انسان چنین مسأله‌ای روشن شود، دیگر عذری نخواهد داشت، و لذا شما نمی‌توانید از این شخص بزرگ دست بردارید و اینجاست كه خدا جلوی انسان را می‌گیرد.