در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر حضور و غیبت امام در مسیر سیر و سلوک

احاطۀ علّی و علمی امام و معنای امام مبین

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

تأثیر حضور و غیبت امام در مسیر سیر و سلوک

7
  • کیفیت احاطۀ علمی امام بر نفوس

  •  بعد حضرت می‌فرمایند:

  • فَإنّا نُحیطُ عِلمًا بِأنبائِکُم و لا یَعزُبُ عنّا شَیءٌ مِن أخبارِکُم.1

  • «ما احاطۀ علمی بر اعمال شما داریم، و شما هر عملی را انجام بدهید علمش در نزد ماست.»

  •  یعنی چه؟ یعنی الآن که من دارم برای شما صحبت می‌کنم، نسخۀ اصلی این حرف‌های من در نفس امام علیه السّلام است. در این صورت اصلاً متصوّر است که خطاب کنیم: ای بقیّةاللَه و ای امام زمان، آیا تو بر احوال ما آگاهی و از ما چیزی می‌دانی و توسّل ما را می‌بینی؟ زیرا الآن نسخۀ اصلی آنجاست و مطلبی را که من می‌گویم، معلول و وجودِ نازلۀ آن نسخۀ اصلی است؛ در این صورت اینکه آیا امام اطلاع دارد یا ندارد یعنی چه؟! چراکه علم امام، علم حصولی نیست.

  •  علم حصولی یعنی: انسان نسبت به مطلبی در تصوّرات و تصدیقاتش خالی الذّهن است، و باید شخصی آن مطلب را به انسان بگوید. این را می‌گویند علم حصولی؛ یعنی انسان کتابی را باز کند تا مطلبی را بفهمد.

  •  حال، اینکه امام علیه السّلام غائب از ما است و درعین‌حال می‌گوید ما احاطۀ علمی بر اعمالتان داریم: «وَ لایَعزُبُ عَنّا شَیءٌ مِن أخبارِکُم؛ هیچ خبری و حادثه‌ای و پدیده‌ای در شما نیست إلا  اینکه بر ما واضح است» این علم چیست؟ این علم دیگر علم حصولی نبوده، بلکه علم حضوری است. چون انسان در علم حصولی باید با شخص و با آن مطلب در ارتباط باشد. اما این علم، علم حضوری است.

  •  علم حضوری یعنی: نفس الشّیء و نفس الحادثة و نفس آن پدیده در وجود شخص حضور عینی داشته باشد. در اینجا است که علم و معلوم با عین خارجی در نفس امام اتّحاد پیدا می‌کند.

  • قسمتی از نامۀ امام زمان به شیخ مفید

  •  بعد حضرت می‌فرمایند:

  • إنّا غَیرُمُهمِلینَ لِمُراعاتِکُم؛ «شما خیال کرده‌اید ما شما را رها می‌کنیم؟! ما نسبت‌به مراعات شما اهمال نداریم!»

  • وَلا ناسینَ لِذِکرِکُم؛ «و شما را فراموش نمی‌کنیم!»

  • وَ لَولا ذَلِک لَنَزَلَ بِکُم اللَأواءُ و اصطَلَمَکُمُ الأعداءُ؛2 «می‌دانید اگر این‌طور نباشد چه بر سرتان خواهد آمد؟!»

    1. الخرائج، ج ٢، ص ٩٠٢؛ بحار الأنوار، ج ٥٣، ص ١٧٤.
    2. الخرائج، ج ٢، ص ٩٠٢؛ بحار الأنوار، ج ٥٣، ص ١٧٤.