در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر حضور و غیبت امام در مسیر سیر و سلوک

احاطۀ علّی و علمی امام و معنای امام مبین

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

تأثیر حضور و غیبت امام در مسیر سیر و سلوک

5
  •  در عالم خلقت نیز نسخۀ اصلی پدیدۀ آن، وجود امام علیه السّلام است. این [مطالب] را از این نظر خدمتتان عرض می‌کنم تا ارتباط بین خودمان و بین امام علیه السّلام روشن شود که چه ارتباطی است. نسخۀ اصلی، وجود امام است و ما نسخۀ زیراکس هستیم. یعنی ما در ارتباط با آن خصوصیّات و صفات خود نسخۀ زیراکس هستیم. و خلاصه، همۀ ما فتوکپی هستیم! آن نسخۀ اصلی چیست؟ آن وجود امام علیه السّلام و آن نفس مبارک است که احاطۀ عِلّی دارد؛ یعنی علّت برای این نسخۀ زیراکس و نسخۀ فتوکپی است. حال خود این نسخۀ فتوکپی هم نسخه‌های دیگری دارد؛ فرض کنید که انسان را می‌برند و از معدۀ او عکس برمی‌دارند؛ اینها دیگر نسخه‌های زیراکس بعد از زیراکس و فتوکپی بعد از فتوکپی است. البته این مربوط به بدن است؛ اگر ما دستگاه‌هایی داشته باشیم که آنها بتوانند از روح و صفات و ملکات ما هم عکس بردارند، تمام اینها فتوکپی از روی فتوکپی است.

  •  و جالب اینجاست که اصل خود فتوکپی و زیراکس هم نیز وجود امام علیه السّلام است! اینجا دیگر مسئله خیلی دقیق و باریک می‌شود، لذا بیش از این مسئله را إطاله نمی‌دهیم.

  •  این حقیقت، حقیقت امام است. و در روایات از ﴿إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾ در ذیل آیۀ: ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾ تعبیر به نفس معصومین علیهم السّلام شده است.1

  • فلسفۀ غیبت امام زمان

  •  روایتی از امام زمان علیه السّلام هست که می‌فرمایند: ما بنابر تقدیر و مشیّت الهی است که غائب شده‌ایم. حال این مشیّت الهی بر چه اساسی است، خدا خودش می‌داند و ما نمی‌دانیم! چرا امام زمان باید غائب بشود؟ خدا خودش می‌داند. البته مطالبی ذکر می‌کنند ولی حقیقت آن همان تقدیر و مشیّت او است.

  •  ولی صحبت در این است که امام علیه السّلام می‌فرمایند: این غیبت من هیچ تأثیری در ارتباط بین من و شما و ارتباط بین شما و خداوند ندارد.

  • نَحن و إن کُنّا ثاوینَ بِمَکانِنا النّائی عن مَساکن الظّالِمینَ حَسَبَ الّذی أراناهُ اللَهُ تَعالَی لَنا مِنَ الصَّلاحِ و لِشیعَتنِا المُؤمِنینَ فی ذلکَ ما دامَت دَولة الدّنیا لِلفاسقینَ.2

    1. رجوع شود به تفسیر القمی، ج ٢، ص ٢١٢؛ معانی الأخبار، ص ٩٥؛ روضة الواعظین، ج ١، ص ٩٣.
    2. الخرائج، ج ٢، ص ٩٠٢؛ بحار الأنوار، ج ٥٣، ص ١٧٤.