در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام‏

رابطه بین هدایت وولایت

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام‏

9
  • امام حسن عسکری علیه السّلام در آن روایت معروف می‌فرمایند:

  • «لاجَرَمَ أَنَّ مَن عَلِمَ الله منهم مِن هَؤُلاَءِ القَومِ أنَّه لاَیُرِیدُ إِلاَّ صِیَانَة دِینِهِ وَ تَعْظِیمَ وَلِیِّهِ لا یَتْرُکُه فِی یَدِ هَذَا الْمُتَلَبِّسِ الْکَافرِ وَ لَکِنَّهُ یُقَیِّضُ لَهُ مَؤمِناً حتّی یَقِفَ بِهِ عَلَی الصَّوابِ فیُوَفِّقُه الله لِلْقَبُولِ مِنهُ فَیَجْمَعُ الله له بِذَلِکَ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الآخِرَه»1.

  • حضرت می‌فرمایند که: خیال نکنید که الآن من در حصار و در حبس خلیفه عبّاسی گرفتارم، الآن مرا در معَسکَر خود محبوس کردند -عسکری می‌گویند چون ارتش خلیفه عبّاسی در آنجا بود؛ تمام آن سربازان خلفای عبّاسی اطراف حضرت اسکان داده شده بودند؛ به عبارت امروز جایگاهی بود، پادگانی بود- حضرت می‌فرماید: مسئله ولایت این نیست؛ مسئله ولایت این نیست که شما خودتان را جدای از امام ببینید، قضیّه ولایت این نیست! قضیّه ولایت یعنی اشراف بر همه آنچه که در عالم هستی دارد می‌گذرد؛ این مسئله ولایت است. إن‌شاءالله اگر خدا توفیق بدهد در جلسات دیگر یک حرفهایی در همین رابطه بیان خواهیم کرد.

  • هدایت و رابطه آن با حقیقت ولایت

  • ما اصلاً مسئله ولایت را نفهمیدیم! می‌دانید ولایت یعنی چه؟ ولایت یعنی الآن امام زمان علیه السّلام به همان مقدار، نه یک ذرّه کم و نه یک ذرّه زیاد به همان مقداری که بر خودشان، بر این بدن خودشان و بر اراده و فکر خودشان احاطه دارند چطور ما احاطه داریم؟ الآن ما اینجا نشستیم، من صحبت می‌کنم و رفقا گوش می‌دهند؛ شما گوشتان را به من سپرده‌اید و حواستان را و من زبان و تکلمم را در اختیار شما گذاشته‌ام، به همان اندازه که ما الآن بر خودمان اختیار داریم به همان مقدار حضرت بر خود و بر فکر خود اشراف دارد و با اختیار خود دست خود را حرکت می‌دهد، به همان مقدار بر تمام ذرّات عالم وجود، اشراف دارد؛ یعنی بر این قندی که من الآن در دست گرفتم، بر تمام این ذراتی که در هوا هست، بر تمام جاندارانی که در دنیا هست، بر تمام کُرات، بر عوالم عِلوی، عالم ملکوت، ملکوت عُلیا، عوالم جبروت [اشراف دارد]. این را ولایت می‌گویند. -این مطالبی که خدمتتان عرض می‌کنم، مطالبی نیست که پای منقل و مجالس درویشی و گعده‌های درویشی و اینها [گرد آمده باشد]، هر کسی بیاید یک چیزی بگوید؛ پشت این مطالب برهان فلسفی وجود دارد.- حالا فهمیدیم امام ما کیست؟ نگویید ای بقیّه‌الله کجایی! بقیّه الله از خودت به خودت نزدیکتر است؛ این چه حرفیست که می‌گویید: کجایی! اگر بقیّه الله نباشد شما الآن حرف مرا نمی‌فهمید؛ گوش شما قدرت ندارد که این امواج را به عصب شنوایی شما منتقل کند؛ چشم شما قدرت ندارد این تصویر را بر عصب بینایی، از عنبیّه عبور بدهد و در شبکیّه منعکس کند و...؛ می‌گویند شبکیه دو گونه سلول دارد؛ سلولهای استوانه‌ای، سلولهای مخروطی؛ مخروطیش برای روز است، استوانه‌ایش برای شب است، از آنجا برود به نقطه زرد، ماکولا و از آنجا برود در مغز و اعصاب و بعد تازه آنجا بیاید ارتباط با روح و نفس پیدا کند که این دیگر از حیطه پزشکی خارج است، این دیگر می‌رود در یک وادی دیگری. تمام اینها به ولایت حضرت بقیّةالله دارد الآن انجام می‌شود. زبان من بدون عنایت و بدون اراده او لال و الکن است و نمی‌تواند [تکلم کند]. حالا این ولایت در خانه و غیرخانه دارد؟ در حبس هارون و غیر حبس هارون دارد؟ دیگر معنا ندارد؛ این دیگر چه معنا دارد؟!‌

    1. الاحتجاج، ج 2، ص 258