
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
رابطه بین هدایت وولایت
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
7نظام تکوین بر عهده افراد و بر عهده خلق نیست. جریان تکوین و نظام تکوین در اختیار مردم نیست. امروز یک قضیّه اتفاق بیفتد، فردا قضیّه دیگر اتفاق بیفتد؛ امروز جنگ بشود، فردا صلح بشود، امروز یُسر پیدا بشود، فردا عُسر پیدا بشود. این اختلافی که انسان در زندگی و در جریان طبیعی حیات خود و معیشت خود میبیند، این در اختیار انسان نیست؛ حداقل مقدار زیادش در اختیار انسان نیست! ولی آنچه که مهمّ است و آن در اختیار انسان است، تسلیم بودن در برابر حقّ است؛ این مهمّ است. تسلیم در برابر حقّ، این برای انسان مهم است. شرایط به هر کیفیّتی تفاوت پیدا بکند؛ آن ممکن است در اختیار انسان نباشد.
مرحوم آقای حداد به مرحوم آقا میفرمایند:
آقای سیّد محمّد حسین برای من مهم نیست تو در عراق باشی، در کربلا باشی، در نجف باشی، در همسایه من باشی، یا در آن طرف زمین باشی؛ اگر تو در غرب عالم باشی و من در شرق عالم، برای من تفاوت نمیکند
چرا تفاوت نمیکند؟! چون در آن عالم مکان و زمان راه ندارد. هدایت عبارت است از عبور نفس از شوائب نفسانی، این معنا، معنای هدایت است. تکامل عبارت است از عبور و رسیدن به تجرّد و در آنجا که مکان نیست. این مکان برای این دنیاست. در عالم تجرّد از ملکوت به بالا دیگر در آنجا مکان راه ندارد، در آنجا زمان راه ندارد؛ در غرب عالم است، امّا انگار در کنار شما نشسته، چه فرق میکند، با شما دارد صحبت میکند.
در مجلس روضه وقتی که یاد سیّدالشّهدا علیه السّلام میشود، چرا حال بکاء برایمان پیدا میشود؟ چون حضرت در کنار ما حضور دارد؛ اگر نداشت بکاء پیدا نمیشد؛ نه اینکه در کنار ما حضور دارد، اشتباه است، در دل و جان ما حضور دارد. ذکر اولیاء چرا برای انسان رقّت میآورد؟ چون همینکه ذکر آن بزرگان میشود این نفس در مقام تجرّد خود و در مقام سرّ و ملکوت خود با سرّ و ملکوت آن ولیّ اتّصال پیدا میکند؛ تأثیر میگذارد؛ و إلاّ اگر آن اتّصال نباشد، اگر ولیّ در کنار شما هم بنشیند به اندازه سر سوزنی تأثیر نمیگذارد
