
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
رابطه بین هدایت وولایت
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
4روی این حساب تمام آنچه که از محسَّنات و از تعریفها به من و امثال من نسبت داده میشود تمام اینها بِالعرَضِ والمَجاز است بِالحَقیقَه نیست. بالحَقیقه برای امام علیه السّلام است. بالحقیقه برای معصوم علیه السّلام است. اگر من امین باشم باید این حقیقت را به اصل و ریشه برگردانم و اگر خدای نکرده خائن باشم به خود نسبت میدهم. روی این حساب چرا ما در الفاظ و در کلام و در نوشتجات خود وقتی که یک مطلبی را نقل میکنیم، آن اصل را ذکر نکنیم؟ فرض کنید یک شخصی میآید یک مطلب اخلاقی، یک مطلب حِکَمی، یک مطلب اجتماعی را بیان میکند، ما این را میگیریم لوح از او میسازیم، در منازل خودمان او را در معرض قرار میدهیم! وقتی که ما میدانیم این کلام از یک ریشهای اتخاذ شده و از یک مرجعی گرفته شده و زیبایی این کلام عاریهای است، نه زیبایی او اصیل و حقیقی است، چرا اصل و ریشه و مدرک او را به جای این ذکر نکنیم؟
مِن باب مثال فرض کنید که من کلامی را از امام سجّاد علیه السّلام نقل میکنم؛ شما به جای اینکه بیایید این مطلب را از امام علیه السّلام نقل کنید و نام مبارک امام سجاد علیه السّلام را زینت بخش این لوح قرار بدهید، بگویید فلانی یک همچین حرفی زده است، این خیانت است! من چهکاره هستم در اینجا؟! چرا ریشه و اصل را ما ذکر نکنیم؟! چرا آن حقیقتی که تمام این مجازات از آن حقیقت اشراب میشود، آن حقیقت را در معرض نیاوریم؟!
عصمت و جاودانگی کلام معصوم
کلام معصوم علیه السّلام، معصوم است. امام علیه السّلام معصوم است، معصوم یعنی چه؟ یعنی هیچگونه بر دامن قدس و طهارت او شائبه کثرت و گرد عوارض توغُّل در ماده و دنیا نمینشیند.این معصوم است و چون معصوم است جاوید است. امام علیه السّلام جاوید است. عصمت مطلق اختصاص به امام علیه السّلام دارد. اما بقیّه مردم جاوید نیستند، چرا؟ چون تا کسی به آن مقام طهارت مطلقه نرسد، کلام او به هر مقدار از علوّ و رُقاء که باشد آمیخته به کثرت است؛ هر چه میخواهد باشد.
