
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
رابطه بین هدایت وولایت
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
3در جلسه قبل عرض شد اطوار و ادواری که برای ائمّه علیهم السّلام گذشته است آن ادوار مختلف است. گاهی میدیدیم که مردم در ارتباط با امام علیه السّلام در کمال سهولت و در کمال یُسر بودند. هر وقت میخواستند خدمت امام علیه السّلام میرسیدند.
امیرالمؤمنین علیه السّلام بیست و پنج سال در منزل خانه نشین بود، حضرت چهکار داشت در این بیست و پنج سال؟ یک مدّتی را به جمع آوری قرآن بر همان نَسَق مذکور -که هست و مفصّل است- به همان کیفیّت حضرت گذراند، بعد دیگر چهکار میکرد؟ لابُد مثل امام صادق اوقاتش را به وِرد و ذکر میگذراند و إلاّ امیرالمؤمنین که درس نمیخواند، مطالعه نمیکرد.
این مطالعه و این درس و اینها، برای ما است. ما تا کتاب نخوانیم چیزی یاد نمیگیریم، چیزی نمیتوانیم بیان کنیم. باید این کتابها را مطالعه کنیم و از این کتاب و از آن کتاب جمع آوری کنیم تا اینکه یک مطلبی را عرض کنیم و بعد میآئیم این مطالب را به خودمان نسبت میدهیم! [می گوییم] فلان کس خوب صحبت میکند، فلان کس مطالب عالی میگوید، فلان کس مجلس گرمی دارد، فلان کس بسیار شیرین صحبت میکند و روایات خیلی عالی میخواند! این صحبت کردن و این مطالب را بیان کردن از کجا آمده است؟ اگر این کتب را از ما بگیرند و این روایات را از ما بگیرند و این مراجع و مدارک کلام را از ما سلب کنند، ما چه متاعی برای عرضه در اختیار داریم؟ بنابراین ارزش کلام ما و ارزش صحبت ما به ارزش اصل و ریشه و مدرک اوست. این به ما چه مربوط است؟!
جایز نبودن انتساب کلام معصوم به خود
اگر من خوب صحبت میکنم بهخاطر این است که از کلام معصوم علیه السّلام در صحبتم میآورم؛ پس این خوبی برای من نیست، مجازاً من این را به خودم بستم. حقیقتا این حُسن و این زیبایی از کلام معصوم است، به من چه مربوط است، به من چه ربطی دارد؟! اگر از اشعار در کلامم برای تمثیل و تشبیه و تقریب استفاده میکنم، این حُسن به آن شاعر و به آن گویندهای برمیگردد که این مطالب را فرموده است.
