
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
عدم انحصار هدایت، به ارتباط ظاهری با مقام ولایت
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
8ما در آیات قرآن داریم که انبیاء مختلف میفرمودند:
﴿قُل لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنْ أَجۡرٍ إلَّا مَنْ شَاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾؛1 «من از شما اجری نمیخواهم مگر اینکه شخصی راه هدایت را پیدا کند.»
﴿قُل لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنْ أَجۡرٍ﴾؛ «ما اصلاً اجری از شما نمیخواهیم» زیرا راحتی ما در این است که در منزلمان بنشینیم و به کسی کاری نداشته باشیم؛ ما اجری از شما نمیخواهیم و بهدنبال ریاست نیستیم! اینکه ما به دنبال کارمان برویم و از مردم مُنعزل باشیم برای ما خیلی بهتر است.
صحبت در این است که «هدایت شما» اجر ما است! آیا چنین است که اگر هدایت شوید برای ما پول و فَواکِه باغهایتان را میآورید؟! این همه آیات قرآن داریم که پیغمبران میگویند: آن پولها برای خودتان، آن فواکه برای خودتان، آن نعمتهای ظاهری برای خودتان، تمام اینها برای خودتان، اجر ما فقط این است که شما هدایت پیدا کنید!2
این مرام و مکتب اولیاء است. مرام و مکتب پیامبران و اولیای الهی این است که براساس عقل و سرّ و روح و منطق خود با مردم عمل میکنند، نه براساس فکر و تمنّیات و ارتباط و نحوۀ تفکر مردم با آنها! والاّ کاری نباید انجام بدهند. اگر بخواهیم وارد بحث در این زمینه بشویم، دیگر خیلی از مطلب بهدور میافتیم.
در هر صورت، با وجود تمام این مطالب میگویند: بیایید فکر کنید، عقلتان را به کار بیندازید، ﴿قُلۡ فَلِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبٰلِغَة﴾،3 ﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ * ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ﴾،4 عقل و فکرتان را به کار بیندازید؛ خواهینخواهی آن وجدان و فطرت، شما را به اسلام و شریعت اسلام راهنمایی میکند! با زور نمیخواهیم بر شما تحمیل کنیم؛ اگر خودتان توجه کنید، به اینجا خواهید رسید.
جایگاه امیرالمؤمنین نسبت هدایت مردم
حال روی این حساب، ما میبینیم در زمان پیغمبر اکرم و ائمه مسائل مختلف است؛ در یک زمانی پیغمبر اکرم خودشان دنبال مردم میآیند، درب این خانه را میزنند، درب آن منزل را میزنند، اینجا مینشینند، آنجا مینشینند، جنگ میروند، و برای مردم صحبت میکنند. این یک زمان است. میبینیم در زمان امیرالمؤمنین علیه السّلام همان سیره و همان خصوصیت استمرار پیدا میکند؛ امیرالمؤمنین بلند میشوند سراغ مردم میروند. و بعد از اینکه آمدند و آن خلیفه را به خلافت برگزیدند، امیرالمؤمنین آنها را رها نمیکند؛ اگر رها کند که دیگر علی نیست و مثل یکی از افراد متعارف میماند! علی آن کسی است که از روی دلسوزی و فهم و شعور خود، مردم را در حکم فرزندان خود میبیند5 و میخواهد آنها را از جهل نجات بدهد. امیرالمؤمنین اینطور است.
- سوره فرقان (٢٥) آیه ٥٧.
- رجوع شود به رساله مودّت، ص ٢٩ ـ ٤٠.
- سوره انعام (٦) صدر آیه ١٤٩. امام شناسی، ج ١٧، ص ٣١٤، تعلیقه ٢:
«بگو: اختصاص به خدا دارد حجّت و دلیلی که میرسد و در جای خود مینشیند.» - سوره زمر (٣٩) ذیل آیه ١٧ و صدر آیه ١٨. امام شناسی، ج ١٧، ص ٥٦٠:
«پس (ای پیامبر) بشارت بده بندگان مرا آنان که هر گونه گفتار را میشنوند و از بهترین آن پیروی مینمایند.» - ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ١، ص ٧٧، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب، ج ٣، ص ١٠٥: «قَالَ النَّبِیُّ [صَلَّی اللَهُ عَلَیهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ]: ”یا عَلِیُّ! أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الامَّةِ.“»
