در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت‏

عدم انحصار هدایت، به ارتباط ظاهری با مقام ولایت

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت‏

8
  • ما در آیات قرآن داریم که انبیاء مختلف می‌فرمودند:

  • ﴿قُل لَّآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنْ أَجۡرٍ إلَّا مَنْ شَاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾؛1 «من از شما اجری نمی‌خواهم مگر اینکه شخصی راه هدایت را پیدا کند.»

  • ﴿قُل لَّآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنْ أَجۡرٍ﴾؛ «ما اصلاً اجری از شما نمی‌خواهیم» زیرا راحتی ما در این است که در منزلمان بنشینیم و به کسی کاری نداشته باشیم؛ ما اجری از شما نمی‌خواهیم و به‌دنبال ریاست نیستیم! اینکه ما به دنبال کارمان برویم و از مردم مُنعزل باشیم برای ما خیلی بهتر است.

  • صحبت در این است که «هدایت شما» اجر ما است! آیا چنین است که اگر هدایت شوید برای ما پول و فَواکِه باغ‌هایتان را می‌آورید؟! این همه آیات قرآن داریم که پیغمبران می‌گویند: آن پول‌ها برای خودتان، آن فواکه برای خودتان، آن نعمت‌های ظاهری برای خودتان، تمام اینها برای خودتان، اجر ما فقط این است که شما هدایت پیدا کنید!2

  • این مرام و مکتب اولیاء است. مرام و مکتب پیامبران و اولیای الهی این است که براساس عقل و سرّ و روح و منطق خود با مردم عمل می‌کنند، نه براساس فکر و تمنّیات و ارتباط و نحوۀ تفکر مردم با آنها! والاّ کاری نباید انجام بدهند. اگر بخواهیم وارد بحث در این زمینه بشویم، دیگر خیلی از مطلب به‌دور می‌افتیم.

  • در هر صورت، با وجود تمام این مطالب می‌گویند: بیایید فکر کنید، عقلتان را به کار بیندازید، ﴿قُلۡ فَلِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبٰلِغَة﴾،3 ﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ * ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ﴾،4 عقل و فکرتان را به کار بیندازید؛ خواهی‌نخواهی آن وجدان و فطرت، شما را به اسلام و شریعت اسلام راهنمایی می‌کند! با زور نمی‌خواهیم بر شما تحمیل کنیم؛ اگر خودتان توجه کنید، به اینجا خواهید رسید.

  • جایگاه امیرالمؤمنین نسبت هدایت مردم

  • حال روی این حساب، ما می‌بینیم در زمان پیغمبر اکرم و ائمه مسائل مختلف است؛ در یک زمانی پیغمبر اکرم خودشان دنبال مردم می‌آیند، درب این خانه را می‌زنند، درب آن منزل را می‌زنند، اینجا می‌نشینند، آنجا می‌نشینند، جنگ می‌روند، و برای مردم صحبت می‌کنند. این یک زمان است. می‌بینیم در زمان امیرالمؤمنین علیه السّلام همان سیره و همان خصوصیت استمرار پیدا می‌کند؛ امیرالمؤمنین بلند می‌شوند سراغ مردم می‌روند. و بعد از اینکه آمدند و آن خلیفه را به خلافت برگزیدند، امیرالمؤمنین آنها را رها نمی‌کند؛ اگر رها کند که دیگر علی نیست و مثل یکی از افراد متعارف می‌ماند! علی آن کسی است که از روی دلسوزی و فهم و شعور خود، مردم را در حکم فرزندان خود می‌بیند5 و می‌خواهد آنها را از جهل نجات بدهد. امیرالمؤمنین این‌طور است.

    1. سوره فرقان (٢٥) آیه ٥٧.
    2. رجوع شود به رساله مودّت، ص ٢٩ ـ ٤٠.
    3. سوره انعام (٦) صدر آیه ١٤٩. امام شناسی، ج ١٧، ص ٣١٤، تعلیقه ٢:
      «بگو: اختصاص به خدا دارد حجّت و دلیلی که می‌رسد و در جای خود می‌نشیند.»
    4. سوره زمر (٣٩) ذیل آیه ١٧ و صدر آیه ١٨. امام شناسی، ج ١٧، ص ٥٦٠:
      «پس (ای پیامبر) بشارت بده بندگان مرا آنان که هر گونه گفتار را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌نمایند.»
    5. ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ١، ص ٧٧، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب، ج ٣، ص ١٠٥: «قَالَ النَّبِیُّ [صَلَّی اللَهُ عَلَیهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ]: ”یا عَلِیُّ! أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الامَّةِ.“»