
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
عدم انحصار هدایت، به ارتباط ظاهری با مقام ولایت
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
6تمام آن مصالح و عنایاتی که پروردگار نسبت به بندگان دارد، با توجه به علم احاطی پروردگار نسبت به مصالح بندگان و جهل بندگان نسبت به عواقب و مصالح است. چرا خداوند میگوید: بایستی که مردم مسلمان بشوند؟ چرا خداوند میگوید: همه باید به یک نظام، اسلام بیاورند؟! برای چه و چرا خداوند جهاد را مقدّر کرده است؟! مگر نفعی به خدا میرسد؟! نه، تمام اینها براساس لطف است؛ چون لطف دارد، میگوید باید بپذیری! اگر نمیپذیری، باید به زور برعهدۀ تو گذاشته بشود؛ چون فرض بر این است که جاهل هستی.
حکمتِ جنگ و اسیر گرفتن مشرکین
در جنگ بدر أُسرا را ـ که حدود هفتاد نفر بودند ـ به طنابی بسته بودند تا فرار نکنند. وقتی که آنها را از کنار پیغمبر اکرم عبور دادند، پیغمبر تبسمی کردند. حال در چنین زمینهای جدّاً اگر ما در آنجا بودیم نسبت به پیغمبر چه حکمی میکردیم؟! عقل و سعه و ادراک محدود ما و جهل ما نسبت به مصالح و نسبت به مقام و مُدرکات پیغمبر اکرم، چه قضاوتی میکرد؟ قضاوت ما این بود: الآن جنگی واقع شده و حضرت در این جنگ پیروز و غالب شده و بر اریکۀ قدرت و اقتدار و استیلاء قرار گرفته است، لذا از یک مقام بلند با یک حالت تمسخر و استهزاء به این اسرا نگاه میکند که:
«شما که میخواستید با ما دربیفتید، دیدید چه بلایی بر سر شما آوردیم؟! دیدید شما را اسیر کردیم و چه به روزگارتان درآوردیم؟!»
و این مسئله طبیعی است؛ چرا؟ چون مدرکات ما همین است و از این مرحله تجاوز نمیکند. هیچ با خود فکر نمیکنیم که ممکن است در مخیّلۀ پیغمبر مطالب دیگری بگذرد؛ زیرا ما در آن موقعیت قرار نداریم. هیچ با خود فکر نمیکنیم که این خنده ممکن است منشأ و محملی غیر از این داشته باشد؟!
به عبارت دیگر: فعل و کار پیغمبر را با امور متعارف خود قیاس میکنیم، و اینجا است که این اشکالات و اعتراضات پیش میآید! اینجا است که «چرا انجام دادی و یا ندادی» پیش میآید! اینجا است که «ای رسول خدا بهتر بود این کار را میکردی» پیش میآید!
