
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
عدم انحصار هدایت، به ارتباط ظاهری با مقام ولایت
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
3شرح فقرۀ «إنّی رجل مطلوب»
عرض شد که عنوان بصری خدمت امام صادق علیه السّلام میرسد و بهدنبال گمشده است؛ او گمشدهای دارد و برای رسیدن به مطلوب از حضرت تقاضای دستورالعملی دارد.
وقتی خدمت حضرت میرسد، حضرت به او میفرمایند:
إنّی رجلٌ مَطلوبٌ و مَعَ ذلکَ لی أورادٌ فی کُلِّ ساعة مِن آناءِ اللَیل و النّهارِ، فلا تَشغَلنی عن وِردی.1
«من شخصی هستم که حکومت بهدنبال من و مترصّد و مواظب من است و از این نقطهنظر محذور دارم. و علاوۀ بر این، خود من در ایام شبانهروز در منزل کار دارم، وِرد و ذکر دارم؛ در هر ساعت و هر بُرههای از شب و روز، اذکار و اورادی دارم و به آن اذکار و اوراد مشغول هستم.»
ما در این روایت میبینیم که امام علیه السّلام به دو نکته توجه کردهاند:
نکتۀ اول: مسائل خارج از بیت و خارج از حیطۀ شخصیت ایشان است؛ و به عبارت دیگر: حضرت مسائل اجتماعی را در اینجا مدّ نظر قرار دادهاند.
نکتۀ دوم: مسائل شخصی است.
یعنی حضرت میفرمایند: از دو جنبه برای من محذوریّت وجود دارد: جنبۀ اول مسائل خارجی است که مانع ارتباط من با شما است، و جنبۀ دوم مسائل شخصی خود من است. اولاً: «إنّی رجلٌ مطلوبٌ؛ من موردنظر هستم، بهدنبال من هستند و برای من جواسیس گذاشتهاند!» خلاصه، نمیتواند آن ارتباط متعارف پیدا بشود. دوم اینکه: «خود من هم کار دارم!» بالأخره هر کسی در زندگی خود یک کار و برنامه و ذکری دارد.
مسئلۀ ذکر و ورد و امثال اینها مطلب دیگری است که طبعاً میماند برای بعد،2 اما منظور حضرت از این مطلب که میفرمایند: «إنّی رَجلٌ مطلوب» چیست؟ آیا این قضایای خارجی و اجتماعیای که برای امام علیه السّلام پیدا میشود، مانع از هدایت ایشان است؟ اینکه امام علیه السّلام میفرماید: «من تحت نظر هستم» آیا مانع از هدایت است؟ بنابراین عنوان بصری میتواند در اینجا مطرح کند که: آقا! شما تحت نظر هستید، پس من چه کنم و کجا بروم و به چه کسی مراجعه کنم؟! و برای رسیدن به مقصود و رفع جهالت، چه راهی برای من وجود دارد؟
- بحار الأنوار، ج ١، ص ٢٢٤.
- رجوع شود به عنوان بصری، ج ٢.
