در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك

دستور سلوکی امام صادق علیه السلام به سالکان راه خدا

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك

4
  •  طبعاً به‌واسطۀ این حشر و نشر، مطالب و مسائلی مطرح می‌شد که مقداری از آن به‌صورت همین کتاب‌ها درآمده و بسیاری از آن هم متأسفانه، نه تسجیل شده و نه در دفتر و کتابی مکتوب شده است.

  • مطالب مطرح‌شده در مسجد قائم، الهامات نایابی از عالَمِ حقیقت

  •  یادم است که شب سه‌شنبه‌ای بود و من مریض بودم، ولی می‌توانستم به مسجد بروم و این‌طور نبود که نتوانم؛ خلاصه، نرفتن من از تنبلی خودم بود و علت آن کسالت نبود. ایشان به مسجد رفتند و آن موقع منزل هم نزدیک مسجد بود. وقتی که مراجعت کردند فرمودند: «فلانی، نیامدی؟!» گفتم: «نه آقا! تنبلی کردم.» و قدری مِنّ‌ومِن کردم و سر خود را پایین انداختم.

  •  ایشان فرمودند: «نمی‌دانی آقا! از دستت رفت!»

  •  گفتم: «آقا! چه از دستم رفت؟»

  •  فرمودند:

  • من امشب راجع به این فقرۀ دعای [ماه] رجب: «اللَهمّ إنّی أسألُکَ بِمَعانی جَمیعِ ما یَدعوکَ بِهِ وُلاةُ أمرِکَ المَأمونونَ عَلَی سِرِّک»1 صحبت کردم، و آقا سید محسن، از دستت رفت!»

  •  و حق هم همین است. البته نه اینکه ایشان بخواهند [از خود] تعریف کنند! هم ما ایشان را می‌شناختیم و هم موقعیت ایشان مشخص بود؛ بلکه می‌خواستند به ما هشدار بدهند و بگویند که: «إغتَنِموا الفُرَص»2 انسان باید فرصت‌ها را غنیمت بشمرد! یک‌مرتبه می‌بینید فرصت آمد و رفت، و دیگر همین‌طور باید بر سرمان بزنیم!

  •  من می‌دانم وقتی‌که ایشان می‌گفتند: «از دستت رفت» یعنی مطالبی را من گفتم که تابه‌حال نگفته بودم! بالأخره ما خودمان طلبه‌ایم و کیفیت مطلب و نحوۀ صحبت را می‌فهمیم.

  •  و عجیب اینکه در بعضی از اوقات ایشان مطالبی را مطرح می‌کردند که شاید به نظر مستبعد می‌نمود؛ یعنی می‌توانم بگویم که مِن غیرِ اختیارٍ این مسائل مطرح می‌شد.

  •  یادم است که وقتی ما در قم به‌اتفاق اخوی بزرگ‌تر خودمان، آقای حاج سید محمدصادق -حفظه اللَه- در مدرسه بودیم، ایشان معمولاً ماهی یک بار به قم مشرّف می‌شدند و به ما سرمی‌زدند و به کار و برنامه و وضعیتمان رسیدگی می‌کردند. یک‌وقت صحبت در این بود که ما به چه نحو به طهران بیاییم در آن موقع، آمدن به طهران برای من مشکل بود و حتی دلم می‌خواست که سه‌چهار ماه [یک بار] هم به طهران نیایم، و فقط منظور و فکرم این بود که به درس بپردازم و مطلب را این‌طور با ایشان مطرح می‌کردم. ایشان به من فرمودند:

    1. مصباح المتهجد، ج ٢، ص ٨٠٣.
    2. قابل ذکر است که این عبارت شریف در کتب روائی شیعه من‌جمله نهج‌البلاغة (عبده) ج ٤، ص ١٤٢؛ بحار الأنوار، ج ٦٨، ص ٣٣٧ با قدری اختلاف در لفظ، از أمیرالمؤمنین علیه السّلام بدین‌گونه نقل شده است: «و الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ فَانتَهِزوا فُرَصَ الخَیرِ.»