
اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك
دستور سلوکی امام صادق علیه السلام به سالکان راه خدا
اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك
2أعوذ باللَه من الشّیطان الرّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحِیم
الحَمدُ لِلّه ربِّ العالَمینَ
و الصّلاةُ و السّلامُ علیٰ سیّدِنا و نبیِّنا أبیالقاسمِ محمَّدٍ
و علیٰ آلِهِ الطیّبین الطّاهرین و اللعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمَعینَ
تاریخچۀ جلسات مرحوم علامۀ طهرانی در مسجد قائم
از همان هنگامی که مرحوم والد -رضوان اللَه علیه- [از طهران] به مشهد هجرت کردند، دیگر رفقا کمتر با صحبتها و مطالبی که ایشان در جلسات مطرح میکردند برخورد داشتند.
مبنای تبلیغ و تحقیق و ممارست و صحبت کردن با افراد و دوستان، از هنگام مراجعت از نجف اشرف مورد نظر ایشان بوده و در نامهای که به مرحوم حاج شیخ محمد جواد انصاری -رحمة اللَه علیه- نوشتهاند آمده است: «دوستان در اینجا (طهران) تقاضای تشکیل یک جلسهای را میکنند، آیا شما موافقت میکنید یا نه؟» ایشان در جواب میفرمایند: «بله، بلامانع است».1 از همان هنگام ایشان جلسات سیّار روز جمعه را تشکیل دادند و شرح نهج البلاغه را شروع کردند. و طبق آنچه به نظر حقیر میرسد، شاید حدود هجده سال این جلسات سیّار ادامه داشته است.
علاوه بر این، ایشان شبهای سهشنبه در مسجد قائم جلسۀ قرائت قرآن داشتند و خیلی از دوستان و رفقا که الآن در اینجا حضور دارند به یاد میآورند.
البته در همین جلسات سیّار روز جمعه هم اول قرائت قرآن بود؛ همینطور در اطراف رحل میگذاشتند و دوستان با آقازادههایشان میآمدند و همه مینشستند و قرآن میخواندند و شخصی هم که اطلاع بیشتری بر تجوید داشت، قرائت را تصحیح میکرد؛ تا اینکه ایشان میآمدند و خودشان هم میخواندند.
در شبهای سهشنبه خود ایشان بر تصحیح و ترتیب قرائت قرآن مباشرت داشتند. حدود سهربع تا یک ساعت عدهای به این نحو قرآن میخواندند و بعد هم ایشان تفسیر قرآن میکردند. و این اواخر دیگر بهجای تفسیر، همان احادیث قدسیِ «یا عیسی! یا عیسی!» را که مرحوم مجلسی در جلد چهارده بحار آورده است، شرح میکردند.2
البته الآن متأسفانه از این مطالب و از[شرح] این احادیث قدسی، مسائل و مطالبی از ایشان در دست نیست. همینطور از آن شرح نهج البلاغهای هم که داشتند، نوشتهای در دست نیست؛ فقط بعضی از نوشتجات تفسیری ایشان الآن مورد استفاده است.3
- رجوع شود به مطلع انوار، ج ٢، ص ٣٣٣.
- رجوع شود به بحار الأنوار، ج ١٤، ص ٢٨٩ ـ ٢٩٩.
- رجوع شود به مطلع انوار، ج ٦، ص ٥٨٧ ـ ٦٤٤.
