عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
8پیغمبر میگوید: نماز بهترین کارها است، امیرالمؤمنین میگوید: نماز بهترین کارها است! نماز خلوت با خداست؛ برو در یک مکان خلوت و نماز شب یا نماز نافله بخوان، نمازهای واجب (نماز جمعه و عید و نمازهای پنجگانه) را با همدیگر به جماعت بخوانید. از آنها مدد بگیرید، قدرت و علم بگیرید، به واسطۀ نماز از خدا حیات بگیرید و دلزنده شوید؛ وقتی دل زنده شد، همۀ اعمال انسان مُمضیٰ است. وقتی دل مرده است، این جهاد و این روزه به چه دردی میخورد؟!
عید غدیر، عید معرّفی ولایت
عید غدیر، عید معرّفی ولایت است، پیغمبر امیرالمؤمنین را بلند کرد و گفت: ای مردم، این است علی! این ولایت است!
پیغمبر از اوّل زمان بعثت، ولایت و وزارت و خلافت و وصایت امیرالمؤمنین علیه السّلام را بارها ابلاغ فرمودند، تا آن هنگامی که دم آخر بود و فاطمۀ زهرا سلام اللَه علیها گریه میکرد و پیغمبر گفتند: «بیا پیش من!» (حالا اگر وقت کردیم، روایتش را میخوانم.1)
وقتی آیه نازل شد: ﴿وَأَنذِرۡ عَشِيرَتَكَ ٱلۡأَقۡرَبِينَ﴾،2 پیغمبر در بدو بعثت، چهل نفر از قوم و خویشهای خود را در مجلسی در مکّه جمع کرد و فرمود: «کیست که با من در این امر کمک کند؟» (نمیگوید: ای مردم، اسلام بیاورید!)
أیُّکُم یُوازرُنی علیٰ أمری فَیَکونَ أخی و وصیِّی و وزیری و خَلیفَتی فی أهلی مِن بَعدی؟!3
کیست به من در انجام این کار رسالت کمک کند؟ این بار، بار سنگینی روی دوش من است و من یک کمک میخواهم!
سه مرتبه هیچکس جواب نداد و حضرت علی فرمود: من!
حضرت با امیرالمؤمنین بیعت کردند! با بچّۀ سیزده ساله! میدانید بچّۀ سیزده ساله یعنی چه؟ بچّۀ سیزده سالۀ خودمان را تماشا کنید، چقدری است؟ آن روز پیغمبر با امیرالمؤمنین بیعت کرد؛ یعنی تو باید زیر بغل من را بگیری، کارِ من کار آسانی نیست، نبوّت یک تشریفی نیست که به من داده شده است.
من تا حالا در حرم خدا و در مقام امن و امان و سرّ بودم، و از نقطۀ نظر ظاهر همیشه در کوه حِراء خلوت داشتم، و حالا خدا به من امر کرده: برو پایین! باید دنیا را مسلمان کنی!
- ادامۀ این روایت در همین مجلس، ص ١٦٩ میآید.
- سوره شعراء (٢٦) آیه ٢١٤.
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٥٨٣؛ تاریخ الطبری، ج ٢، ص ٦٣، با قدری اختلاف. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١، ص ٨٤.

