عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
6شافعی میگوید:
ای افرادی که حج میکنید و از عرفات به مشعر و از مشعر میخواهید به منیٰ بروید، و از منیٰ به مکّه بیایید، در مُحسَّر (مکان مخصوصی است که تمام افراد از آنجا کوچ میکنند، در نَفْر اوّل که روز دوازدهم و نَفْر دوّم که روز سیزدهم است، تمام آن جمعیّت یکسره از منیٰ حرکت میکند برای مکّه) یکی از قول من فریاد بزند و بگوید که: جان و پوست و گوشت من با محبّت علی و آل او آمیخته شده است، میخواهید به من شیعه بگویید یا نگویید، میخواهید رافضی بگویید یا نگویید؛ اگر این محبّت رفض است، تمام ثَقْلان (یا ثَقَلان) شهادت بدهند که من رافضی و شیعه هستم!1
چرا؟ چون کار امیرالمؤمنین بر اساس صدق و بر اساس حق بود، امیرالمؤمنین دروغ نمیگفت، منطق او منطق حق بود، منطق امیرالمؤمنین منطق رسول خدا بود، منطق واقعبینی بود، منطق علم و ادراک بود.
به نظرم میآید در یکی از شبهای سهشنبه برای رفقا در مسجد، مطلب به اینجا رسید که ما از اعمال و رفتار هریک از خلفا میتوانیم افکار آنها را بخوانیم و بسنجیم و ببینیم که چه قِسم طرز تفکّر داشتند و چه قسم فکر میکردند و روحیّۀشان چه بود؟
حذف «حیّ علی خیر العمل» از اذان توسّط عمر
عمَر «حیّ علیٰ خیر العمل» را از اذان برداشت و گفت:
علّت اینکه من «حیّ علیٰ خیر العمل» را برمیدارم این است که اگر مردم این ندا را بدهند، معنی این ندا این است که بهترین کارها نماز است، آنوقت دیگر به جهاد حاضر نمیشوند؛ پس من این را برمیدارم که مردم به جهاد حاضر بشوند.2
عمر این کار را کرد؛ و الآن هم سنّیها «حیّ علیٰ خیر العمل» نمیگویند! و خودشان هم معترفاند که یکی از چیزهایی که پیغمبر در اذان میفرمود و مردم در زمان أبوبکر هم در اذان میگفتند و بعدها هم در زمان ابوالحسن میفرمودند، و عمر برداشت، همین «حیّ علیٰ خیر العمل» در اذان است.3
- تاریخ مدینة دمشق، ج ٩، ص ٢٠؛ تفسیر رازی، ج ٢٧، ص ١٥٩؛ امام شناسی، ج ١٦ و ١٧، ص ٤٦٠.
- الإیضاح، فضل بن شاذان، ص ٢٠٢؛ بحار الأنوار، ج ٣٠، ص ٣٥٧.
- همان مصادر. همچنین رجوع شود به امام شناسی، ج ٣، ص ١١٧.

