انهدام ارزشهاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت
8آنهایی ماههای قمری را تغییر دادند که حکم به اعدام شیخ فضلاللَه کردند
آنوقت آمدند و به همین تبلیغات دست زدند و شیخ فضلاللَه را دار زدند، و همین آقای تقیزاده که ماهها را به ماههای فلان برگرداند، حکم به دار زدن او کرد و تمام شد؛ و همینطور مردم هم میگفتند: حالا یک شیخی بوده و خلاف مصلحتِ وقت عمل میکرده، او را به دار زدند! و به طوری شیخ فضل اللَه را در افکار عمومی، مردِ عامی و کم اهمیّت جلوه دادند که تاریخهای مشروطیّت در اینباره نوشتند؛ و خلاصه شیخ را یک مرد خائن و کمفهم و خودخواه جلوه دادند!
یک روز در زمان سابق، من به یکی ازکتابخانههای طهران رفته بودم که کتاب بخرم، بعضی از اساتید دانشگاه هم آنجا بودند و دیدند که من دارم شیخ را تقویت میکنم؛ اینها تعجّب میکردند و میگفتند: «واقعاً شما دربارۀ شیخ چنین هستید؟ شیخ را خائن نمیدانید؟ این دم و دستگاه و این خونریزیهایی که به عنوان مشروطیّت، و بعد به عنوان مخالفت و... شد، برای شخصیت شیخ نبود؟!» اصلاً تعجّب میکردند که کسی اینطوری پیدا بشود!
ولی شیخ را به دار زدند! همین تقیزاده که تمام سیاستِ امور در دست او بود، بعد از آن تلگراف مهمّ دویست کلمهای که مرحوم آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی به انشاء مرحوم نائینی، به طهران زد که: «باید اینکسانیکه آمدند و این جنایات را کردند، تبعید بشوند!»1 علی کلّ تقدیر، تقیزاده دید دیگر طوری است که نمیتواند در ایران بماند، فرارکرد و به ترکیه رفت.
نامه ادوارد براون به آخوند خراسانی
الآن در مجلّۀ یادگار (نویسنده: عبّاس اقبال آشتیانی) در تاریخ ضبط است که: در همان وقت إدوارد براون از کمبریج، یک کاغذ خیلی مفصّل برای آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی به نجف میفرستد که:
مردم قیام کردند، ولی الآن حیف است وجود تقیزاده در ایران نباشد و در آنجا تنها بسر ببرد؛ من از حضرتعالی تقاضا دارم که دستور بفرمایید که بتواند به مقرّ خود برگردد و به کارهای خود مشغول بشود!2
- متن اعلامیه به نقل از اوراق تازهیاب مشروطیت و نقش تقیزاده، ایرج افشار، ص ٢٠٧:
«مقام منیع نیابت سلطنت عظما، حضرات حجج اسلام دامت برکاتهم، مجلس محترم ملی، کابینه وزارت، سرداران اعظم:
چون ضدّیت مسلک سیّد حسن تقیزاده ـ که جدّاً تعقیب نموده است ـ با اسلامیّت مملکت و قوانین شریعت مقدّسه، بر خود داعیان ثابت، و از مکنونات فاسدهاش علناً پرده برداشته است؛ لذا از عضویّت مجلس مقدّس ملی و قابلیّت امانت نوعیّۀ لازمۀ آن مقام منیع بالکلّیه خارج، و قانوناً و شرعاً منعزل است.
منعش از دخول در مجلس ملی و مداخله در امور مملکت و ملت بر عموم آقایان علماء اعلام و اولیاء امور و امناء دارالشّورای کبری و قاطبه امرا و سرداران عظام و آحاد عساکر معظّمه ملیّه و طبقات ملت ایران ـ ایدهم الله بنصره العزیز ـ واجب، و تبعیدش از مملکت ایران فوراً لازم، و اندک مسامحه و تهاون حرام و دشمنی با صاحب شریعت علیه السّلام.
بهجای او امین دینپرست وطنپرور و ملتخواه صحیحالمسلک انتخاب فرموده، او را مفسد و فاسد مملکت شناسند. و به ملت غیور آذربایجان و سایر انجمنهای ایالتی و ولایتی هم این حکم الهی عزّ اسمه را اخطار فرمایند. و هر کس از او همراهی کند در همین حکم است.
و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، و بجمیع ما رقم.
قد صدر الحکم من الأحقر عبدالله مازندرانی،
و قدر صدر الحکم من الأحقر الجانی محمّدکاظم خراسانی بذلک» - مجلّه یادگار، سال اوّل، شماره ٢، مهر ١٣٢٣ ه . ش.
- متن اعلامیه به نقل از اوراق تازهیاب مشروطیت و نقش تقیزاده، ایرج افشار، ص ٢٠٧:

