انهدام ارزشهاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت
3اینها مسائل مهمّی است، خیلی مهم است! و ما حتماً باید متوجّه این خصوصیّات باشیم که خدای ناکرده در مسیری واقع نباشیم که ضدّ راه امام زمان است؛ لفظاً بگوییم امام زمان ولی عملاً با اعمال و کارهای روزمرّۀ خود، خود را از آن حضرت دور کرده باشیم.
قرآن کتابی است ثابت؛ سنّت پیغمبر، ثابت؛ امامهای دوازدهگانه دارای عصمتاند؛ اینها مسائل خیلی مهمّی است، عصمت مسئلۀ خیلی مهمّی است!1 تقریباً هزار و سیصد سال از تولّد حضرت امام زمان عجّل اللَه تعالی فرجه میگذرد و این امام زنده را ما به عنوان امام، زنده نگه داشتیم و اعتقاد داریم و با او عشقبازی میکنیم و دلبستگی داریم؛ معنای این چیست؟ همۀ گروهها و طوائف برای خود امامی اتّخاذ کردند و آن امام هم از دنیا رفت، چرا ما گروه شیعیان قائل به این امام زنده هستیم؟ این امام زنده اثرش چیست؟ خاصیّتش چیست؟ چرا ما دست برنمیداریم و باز هم میگوییم: «امام زنده»؟! خُب مثل سایر افسانههایی که در دنیا آمد و رفت، ما هم او را کنار بگذاریم و بیاییم برای خودمان امام زندۀ دیگری انتخاب کنیم؛ چرا دوازده امامی هستیم؟ چرا إثناعشری هستیم؟ آیا این مسائل، مسائل سطحی و اعتباری است، یا مسائل عمیقِ ریشهای و حقّ است و شیعه بر اساس آن مکتب درست کرده و بر اساس این مکتب پافشاری کرده و میکند؟
الآن فقط شیعه در دنیا مورد تهاجم است، چون میگوید: حق!
شیعه زندانها کشیده، بالای دارها رفته، شکنجهها دیده است، بدنهای زندۀ آنها را در زیر جِرزها چیدند و روی آن عمارت ساختند و بالا رفتند، در قعر زندانهای نمناک در جنب دجلۀ بغداد، سالیانی را گذراندند که در آن زندانها روز را از شب تشخیص نمیدادند، و آب در تهِ این زندانها به طوری بود که با فضولات آنها مخلوط میشد و آب برای وضو نداشتند؛ چرا؟
برای اینکه شیعه میگوید: «حق!» فقط به همین خاطر است و غیر از این چیزی نیست! شیعه میگوید: حقّی هست و حق، حقّ است و غیر حق، باطل؛ و انسان بر اساس طرفداری از حق، هر جایی را که میبیند با آن حق زاویه پیدا کرده و نوَسان دارد، تبعیّت نمیکند. همین؛ غیر از این که چیزی نیست! و الآن هم که فقط گروه شیعه در دنیا مورد حمله و تهاجم هستند، به همین دلیل است که شیعه میگویند: «حق!»
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١، ص ٥.

