لزوم اسوه قرار دادن رسولاللَه و احیاى سنتهاى اسلامى
7حوزه خیلی مهم است و اصالت دارد! طلاّب باید دروس را با دقّت بخوانند! دروس حوزه یک روز و دو روز نیست، یک عمر هم کم است.
کسی که حاشیۀ ملاّ عبداللَه را درس میگوید، میداند چه میگوید؛ زیرا زحمت کشیده و مطالعه کرده و فهمیده است و مقصد دنیوی نداشته است.
طلبهها از علم مقصدی جز خدا ندارند؛ انگیزۀ آنها دنیوی نبوده و نیست، برای کسب مدرک و مدال نیست، انگیزۀ آنها خداست؛ شهید و علاّمۀ حلّی انگیزهشان این بود.
امّا علوم دانشگاه این انگیزه را ندارد، آنها به امید کسب مدرک و دنیا میروند و از امکانات آن استفاده میکنند. انسان با فرا گرفتن پارهای الفاظ و اصطلاحات سطحی، باسواد نمیشود و با چند اصطلاح فلسفی، فیلسوف نمیشود! این فیلسوفنماهایی که آمدند و گفتند: «قبض و بسط تئوریک شریعت»1 واقعاً انسان شرمش میشود!! دانشگاه است که چنین افراد بیسوادی را تربیت میکند که با یاد گرفتن چند اصطلاح، نظر میدهند و در مقابل علما اظهار نظر میکنند، درحالیکه از فضل و کمال عاری و خالی و تهی هستند.
امّا حوزه اینچنین نیست؛ مطالعه و زحمت و خون دل خوردن و در حجرههای نمناک با تهیدستی زندگی کردن دارد.
علاّمه طباطبائی و آیة اللَه بروجردی طالب حقیقی علم هستند
مرحوم بروجردی هشتاد و هشت سال داشت، شبها مطالعه میکرد، حتّی درب بیرونی را میبست و کسی را به خود راه نمیداد و میگفت: «من فردا میخواهم به طلبهها درس بگویم، باید جوابگوی اشکالات آنها باشم.» و تا آخر عمر مطالعۀ ایشان ترک نشد، چون دارای اصالت بود.
امّا این دانشگاهیان درس نمیخوانند و کتب را نمیخوانند و نمیفهمند، و میگویند: «مُغنی به درد نمیخورد، فلان کتاب به درد نمیخورد!» آنوقت بیسواد میآید و به عنوان اجتهاد نظر میدهد!
اینها درس خواندۀ کال و نارس هستند. دانشگاه سطحی است؛ آیا تا به حال دیدهاید یک پروفسور و یک محقّق بیرون بدهد؟!2
علاّمه طباطبائی و آیة اللَه شیخ عبدالجواد اصفهانی ـ استاد ما در رسائل که مرد محقّق و وارسته و دقیقالنّظری بود ـ و حاج آقا رضا آسیّد صفی ـ که پیرمردی سالخورده است و الآن حیات دارند3 و من استصحاب رسائل را خدمت ایشان خواندم ـ و آقای بروجردی و... اینها اصالت داشتند و دارند.
- جهت اطّلاع بر نقد این کلام رجوع شود به نگرشی بر مقالۀ قبض و بسط تئوریک شریعت.
- جهت تبیین و توضیح این مطلب رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣١٠.
- ایشان مرحوم آیة الله حاج سیّد رضا بهاءالدّینی بودند که به رحمت خدا رفتهاند. (محقّق)

