لزوم اسوه قرار دادن رسولاللَه و احیاى سنتهاى اسلامى
5حربۀ ملّیت و ملّیگرایی برای مقابله با قرآن و اسلام
اینها در راه مقابلۀ با قرآن و اسلام با حربۀ ملیّت و ملّیگرایی و اینکه ملّتها خود باید تصمیم گیرنده باشند، پانعربیسم و پانایرانیسم و... را مطرح کردند، و مردم را بدین وسیله به دام انداختند و گول زدند.1
خود من دیدم در زمان رضا خان ملعون، کتابچۀ چند صفحهای چاپ کرده بودند که در یکی از صفحات آن، عکس عربی که در یک دستش کتاب بود و در دست دیگرش سوسماری که آن را صید کرده بود، و در زیر آن نوشته بود:
ز شیر شتر خوردن و سوسمار *** عرب را به جایی رسیده است کار که تاج کیانی کند آرزو *** تُفو بر تو ای چرخ گردون تفو2 و این شعر از فردوسی است! و پشت آن نوشته بود:
«هدیه آوردن أعرابی به بارگاه و دربار سلطنت!»
این هدیه چه بود؟ ١. سوسمار ٢. کتاب، یعنی قرآن! و این خیلی مهمّ است! و آنها تا این حدّ پیشرفت کردند! فراماسونها روی این مطالب کار میکردند،3 و هنوز هم در تمام دنیا محافل و مجالس دارند و میخواهند بگویند که: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَهَ كَثِيرٗا﴾4 درست نیست، و میخواهند آن را بردارند.
پس از آنکه دیدند مردم از دانشگاه معقول و منقول خیلی استقبال نمیکنند و آن دانشگاه خود به خود تعطیل شد، شروع کردند: کسبه را به کُمیسِری میبردند و کلاه آنها را برمیداشتند و به آنها میگفتند: یا شاپو بپوشید یا کاسکت. و به این قسم با آنها مقابله میکردند. مدارس را مختلط کردند، پسران و دختران باید با هم درس میخواندند. حجاب را از بین برده بودند. همۀ اینها در واقع مقابلۀ با اسلام و علما بود!
اینها خیال میکردند که میتوانند حوزه را هم از بین ببرند، ولی دیدند نشد؛ مرحوم آیة اللَه حاج شیخ عبدالکریم حائری و مرحوم آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و مدرّسین و علمای حوزهها مشغول کار خود هستند، و دل و باطن مردم هم نمیپذیرد.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١٦٣؛ امام شناسی، ج ٦، ص ١٧٧؛ رسالۀ نوین، ص ٩١.
- این دو بیت منسوب به فردوسی است که در شاهنامه، نامۀ رستم فرّخزاد به سعد بن أبیوقّاص، آمده است. (محقّق)
- رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١٦٦؛ ج ٤، ص ١٧٩.
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٢١.

