لزوم اسوه قرار دادن رسولاللَه و احیاى سنتهاى اسلامى
4این حرف خیلی عجیبی است! این حرف را حدود صد و بیست سال قبل گفت. از آن به بعد انگلیسیهای بیشرف و بیانصاف و بیحیا و بیشرم و پست و وقیح، بیشرمانه و وقیحانه دست به کار شدند و به بدترین وجهی نظرات خودشان را اعمال کردند.
اگر کسی تاریخ مشروطیّت را ـ که خیلی روشن است ـ بخواند، میداند که: اینها چقدر رذل هستند! اینها آنقدر رذالت و پستی دارند که اخیراً حکم لواط را قانونی کردند و از مجلس گذراندند!
حمله به قانون اسلام و قرآن توسّط فراماسونرهایی از ایران
با این درجه از پستی، به قانون اسلام و قرآن حمله کردند! به وسیلۀ فراماسونرهایی مانند: جمالزاده، آخوندزاده، تقیزاده، سیّد ضیاء و... به اسلام و علما حملهور شدند و گفتند: «اصولاً ایران به کمال خود نمیرسد مگر اینکه از فرقِ سر تا کف پا فرنگی بشود!»1 عدّهای از اینها مانند: سیّد نصراللَه تقوی و شیخ ابراهیم زنجانی و تقیزاده، مجلسی تشکیل دادند و در همان مجلس حکم اعدام شیخ فضلاللَه نوری را دادند، و دیگر نمیدانستند که این صد در صد به دست انگلستان است.
در زمان رضاشاه فقط چهارده نفر عمامه داشتند
در زمان رضاشاه رسماً قرآن و وعظ و خطابه و بیانِ معارف و مسائل دینی بهکلّی ممنوع بود، و در طهران فقط چهارده نفر عمامه داشتند! زیرا عمامه را از سر طلاّب و علما برداشتند و لباسهای آنها را پاره میکردند، و اگر غیر از آن عدّه کسی منبر میرفت، او را به عنوان مجرم به کُمیسِری2 میبردند.
آنها در مقابل حوزههای علمیّۀ نجف و قم، دانشکدۀ معقول و منقول تشکیل دادند. علیاصغر حکمت، آن را تأسیس کرد و رئیس آنجا بود، و برای اینکه در آنجا آخوندها و طلبههای درباری تربیت کنند ـ و این کار را هم کردند ـ عدّهای هم به آنجا آوردند و... .3 پس از آنکه قدرت دستگاه به واسطۀ جنگ بینالملل و فرار رضا خان ضعیف شد، و مردم سر از گریبان بیرون آوردند و گفتند: «این گُرگان آدمخوار همه چیز ما را از بین بردند!» و با آنها به مقابله برخاستند؛ آنها سیاست خود را عوض کردند، تا اینکه دانشگاههای دیگری تأسیس کردند و میدان فعالیّت را توسعه دادند، و دیدند دیگر احتیاجی به دانشکدۀ معقول و منقول ندارند و آن را تعطیل کردند!
- مجله کاوه، سال پنجم، مسلسل ٣٦، سر مقاله شماره ١، ص ٢.
- کلانتری.
- جهت اطّلاع بیشتر بر مضرّات دانشکده معقول و منقول، رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣٠٩.

