
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
4فرض کنید که انسان یک زحمتی کشید و اطّلاع پیدا کرد که مثلاً این کبوتر ماده و نر که الآن دارند در هوا میپرند، با هم چه میگویند؟ خبر هم داد، درست هم بود، زبان مرغان را هم میدانست و عملی را هم برای این انجام داد و اطّلاع هم داد و درست بود، خب! این برای نفس انسان چه کمالی است؟! این برای نفس انسان کمال نیست، این یک کمالی است مانند سایر علومی که مردم در دنیا دارند، مال دنیاست، مثلاً بعضیها به واسطۀ همین دستگاههایی که ساختهاند مثل رادیو، رادار، از آن طرف دنیا خبر میگیرند، و بعضیها هم با نفس خود از بعضی مخلوقات اطّلاع پیدا میکنند، که دو کبوتر با همدیگر چه میگویند؟ یا پشت فلان کوه چیست؟ اینها یک علومی است برای دنیا و حدّش تا هنگام مرگ است، و انسان که از اینجا رفت نفسش به واسطۀ آنها کمال پیدا نکرده، قرب به خدا پیدا نکرده است.
اسلام آوردن مرتاض بهدست امام صادق علیه السّلام
یکی از همین جوکیهای مرتاض خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسید.
سؤال: آیا او مسلمان بود؟
جواب: نه، مسلمان نبود، مشرک بود. و به حضرت گفت که:
«من از فلان چیز خبر میدهم و علم غیب میدانم»، و از این حرفها. حضرت گفتند: «خب، بگو ببینم در دست من چیست؟» فکری کرد و گفت: «این تخم فلان کبوتر است در پشت فلان کوه، در فلان جای دنیا، که من الآن بر تمام اینجاها نظر کردم، دیدم همه چیز به جای خود هست الاّ آن تخم کبوتر که نیست، و در دست شما تخم کبوتر است.» حضرت باز کردند، گفتند: «راست میگویی»؛ گفتند: «به چه چیز به این مقام رسیدی؟» گفت: «ترک نفس کردم.» حضرت گفتند: «اسلام بیاور!» گفت: «نمیآورم.» حضرت گفتند: «ترک نفس کن!» گفت: «أشهَدُ أن لا إلَهَ إلّا اللَه و أشهَدُ أنَّ محمّدًا رَسولُ اللَه.»
