
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
3مثلاً اگر کسی عملی انجام داد برای اینکه به او بگویند عالم، او در روز قیامت از خدا چه بهرهای دارد؟! میگویند که در دنیا به تو گفتند، برای ما چه آوردی؟ اگر کسی انفاق کند، سفرهها بیاندازد، برای اینکه بگویند: آقا این شخص متدیّنی است، اهل انفاق است، به مستضعفین کمک میکند، پولدار است، خُب! اینها را گفتند، انسان برای خدا چه برده؟ و امّا اگر انسان کار را برای خدا انجام داد، مقصد از این عمل خدا بود، پس مزد انسان چیست؟ خود خدا، تمام شد.
انسان آنچه که خودش را با آن معاوضه میکند فقط خداست، فقط محبّت خداست و عشق خدا و ذکر خدا و یاد خدا. ﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾1و2 انسان به هرچه مادون خدا تنازل کند و قانع بشود و کاری را برای غیر خدا انجام بدهد، نفس انسان اشباع نمیشود، گرسنگی و تشنگیاش از بین نمیرود و به هدف هم نرسیده است.
خدایی بودن کارها
سالک باید کار را برای خدا انجام بدهد. نماز میخواند، روزه میگیرد، انفاق میکند، ذکر میگوید، فقط برای خدا؛ چون او گفته انجام بده، من عبدم باید انجام بدهم، نه برای اینکه من اینکارها را میکنم تا خواب خوب ببینم؛ چون طبعاً نفس انسان که تزکیه میشود خواب خوب میبیند، ولی به این قصد انسان نباید کار کند که من مکاشفه پیدا کنم، در بیداری از بعضی از معانی اطّلاع پیدا کنم، یا حالی پیدا کنم که از افکار و اذهان و خاطرات مردم خبر بدهم، ذهن مردم را بخوانم که آقا شما دیروز چهکار کردید، فردا چهکار میکنید؛ یا انسان این عمل را انجام بدهد که کیمیا پیدا کند؛ یا اینکه فرض کنید مریضی را به یک اراده شفا بدهد؛ یا تصرّف در موادّ کائنات بکند، مثلاً به یک اراده کوهی را خراب کند، قطاری را متوقّف کند و امثال اینها. اینها در سیر و سلوک، و راه عرفان و خدا نیست؛ چون اینها همه مقاصدی کوچک و مادون خدا است، و در راه عرفان مقصد فقط لقاء خدا و فناء در ذات خدا و عرفان خداست.
- سوره الرّعد (١٣) ذیل آیه ٢٨.
- الله شناسی، ج ٣، ص ٢٩٩: «هان! به یاد خداوند است که دلها آرامش میپذیرد.»
