شدت ظهور خدا حجابى براى انسانهاى كثرتگرا
8و چقدر خوب أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود که:
«خدا داخل است در اشیاء، امّا ممزوج نیست؛ خارج است، امّا زایل نیست، جدا نیست چون داخل است.»1 جسم نیست که داخل باشد و ممزوج بشود، و جسم نیست که خارج باشد. جسم، یک موجود متعیّن و محدود و ضعیفی از ظهورات او است، که قدرت و علم و ظهور او تماس و معیّت با این موجود دارد، پس موجود در وهلۀ اوّل به ذات خدا قائم است، نه به ذاتِ خود؛ پس خدا همه عوالم را گرفته است.
شما کجا را میتوانید پیدا کنید که خدا نباشد؟! هرجا نگاه میکنید وجود است، این فضا وجود است؛ پس چرا ما خدا را نمیبینیم؟! پس چرا میگویند خدا مخفی است؟! پس چرا بعضی انکار خدا میکنند؟! در جواب من، باید بفرمایید: آقا! انکار خدا اصلاً غلط است، کسی که میگوید: «من»، یعنی: من هستم، یعنی: خدا هست؛ چون اگر خدا نبود، من نبودم. پس اینکه میگویم: من هستم، قبل از اینکه تفوّه کنم و به گفتار در بیاورم که من هستم، اثبات وجودِ خدا کردم؛ چون منیّت و هستی من قائم به خداست. پس کسی که میگوید: «من»، همینکه گفت: «من»، اثبات خدا کرد.
این خدا نور است نه نور مادّی، یعنی: وجود است و ظهور است، ظاهر است بالذّات، و تمامِ موجودات به ظهور او ظهور دارند.
چرا خدا دیده نمیشود؟! دیده میشود، چه کسی گفت دیده نمیشود! این اوّل بحث است. دیده شدن یعنی چه؟ واقعاً این تخمی را که انسان زیر این مرغ تماشا میکند، این تماشای خدا نیست؟! این تخمی را که میکارد و بعد از چند روز سبز میشود، این تماشای خدا نیست؟! ما میگوییم گیاه سبز شد، گندم سُنبل داد، امّا میدانیم داخل آن چه خبرهائی شده؟! اینها دیدنِ خدا نیست؟!
حالا میخواهیم خدا را وجدان کنیم و حسّ کنیم، خدا از شدّتِ ظهور مخفی است؛ اینقدر ظاهرِ ظاهرِ ظاهر و نزدیک و نزدیک و نزدیک، اینقدر نزدیک شده، که دیگر میخواهیم به خدا بگوییم: «نزدیک»، نمیتوانیم بگوییم.
- شرح الأسماء الحسنی، ج ٢، ص ٦٦.

