در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شدت ظهور خدا حجابى براى انسان‏هاى كثرت‏گرا

17407
جلسات
نسخه عربی

شدت ظهور خدا حجابى براى انسان‏هاى كثرت‏گرا

6
  • اگر یک لحظه عالم واقف بود، مُرده بود ـ نه اینکه مُرده بود، مردن یک موجودی است، و در عالمِ مُردگی خود دارای حرکتی است به آن مَبدئی که دارد ـ نه! عالم معدوم بود، اصلاً عالَمی نبود؛ ولی ما نمی‌توانیم تصوّر کنیم که عالَمی نبود، چون ما همیشه در «بودیم» و معنی «نبود» را نمی‌فهمیم چیست!

  • ما چشم باز می‌کنیم عالمِ آفاق را می‌بینیم و از هر افقی خدا را در این افق تماشا می‌کنیم، با این آیینه‌های متعدّد، که در عالمِ مُلک و ملکوت است، ما یک لحظه از حکومت پروردگار بیرون نیفتادیم تا مزّۀ عدم را بچشیم و درک کنیم که آنجا چیست؛ چون اگر ما در عالمِ عدم بیفتیم باید باشیم و عدم را درک کنیم، و همین‌که ما هستیم یعنی: وجود؛ پس ما معنی عدم را درک نمی‌کنیم.

  • ما همیشه داریم در وجود می‌غلطیم. بخوابیم، سیرِ در وجود داریم؛ بیدار بشویم سیرِ در وجود داریم؛ تفکّر کنیم سیر در وجود داریم، به نفس خود مراجعه کنیم در وجود است، به خارج مراجعه کنیم؛ زنده باشیم موجودیم، بمیریم موجودیم؛ عالَم را تماشا می‌کنیم این تغییرات، این تبدّلات، همه صورتی به صورتِ دیگر و شکلی به شکلِ دیگر، امّا آن اصلِ وجود و آن مِحوَرِ وجود در تمام این موجودات ثابت است.

  • کدام لحظه‌ای بر ما گذشته که ما خود را در عدم ببینیم تا بفهمیم معنی عدم چیست؟ بله، یک معانی ضعیفی از عدم به عنوانِ عدمِ ملکه حسّ می‌کنیم؛ مثلاً: بگوییم: این بلندگو اینجاست، حالا دیگر نیست، حالا دیگر نیست نه اینکه نیستِ مطلق است، نیستِ مُقیَّد است و الاّ عدمِ مطلق اصلاً معنا ندارد که ما بتوانیم تصوّر او را آن‌طوری که باید و شاید بکنیم، و به جان و به وجدانِ خود آن عدم را راه بدهیم، آنچه تصوّر می‌کنیم به نحوِ استخدام است، و صورتِ تصوّری از عدم است، نه ادراک و إشراف به معنی عدم در وجودِ ما.