شدت ظهور خدا حجابى براى انسانهاى كثرتگرا
4و ما همین انسانی را که به نحو انسان میگوییم زید، حسن آقا، مَشهدی تقی، اگر فقط تنها بخواهیم چشم او را مورد مطالعه قرار بدهیم، یک عمر کافی نیست. آخر انسان چشمِ یک نفر را مورد مطالعه قرار بدهد، از دستگاههایش، از خصوصیّاتش، از معایِبَش، از مفاسدش، از محاسنش، دردهائی که پیدا میکند، راههای علاج، ارتباطاتی که چشم با سایر اعضاء بدن دارد، حواسّ چشمی، انعکاس نور در چشم، طبقۀ عِنَبیّهاش چیست؟ طبقۀ زلالیّهاش چیست؟ طبقۀ زجاجیّهاش چیست؟ گوش همینطور، زبان همینطور، کلیه همینطور، قلب همینطور، یک عمر یک نفر بخواهد برای خصوصیّاتِ یک قلب مطالعه کند، کافی نیست؛ تازه مطالعه است. امّا شما به یک نفر بگو بیا یک سلّول قلب را درست کن، یک سلّول قلب بیافرین، به یک سلّولِ قلب مادّۀ حیاتی بده، حیات در یک سلّول قلب ایجاد کن؛ میگویند: ما به رمز حیات نرسیدیم، ما حیات نمیتوانیم بدهیم.
این انسان با تمام این دستگاهها و با تمام این خصوصیّات، یک بچّهای بوده در شکم مادر، این اعضا به او داده شد؛ و آن بچّه قبلش مُضغه بوده، قبلش علقه بوده، قبلش نطفه بوده؛ و این نطفه، که یکمرتبه زن حامله میشود و بعد از نُه ماه میزاید و ما میگوییم که: الحمد للّه بچّهای زائید، میدانید در هر دقیقهای، در هر ثانیهای، در هر لحظهای، چندین هزار عوالِم بر این بچّه میگذرد و تغییر و تبدّل پیدا میشود؟! در هر لحظه! چندین هزار عالم میگذرد و چندین هزار تغییر و تبدیل پیدا میشود! و در هر دقیقه و هر ثانیه و هر ثالثه و سادسه، که به میلیونها قسمت کنیم در هر یک قسمت از آن قسمتهای کوچک، که بشر نمیتواند تا آن مقدار زمان را قسمت کند امّا از نقطۀ نظر تعقّل ما میتوانیم قسمتِ عقلی کنیم، در هر جزء کوچکِ زمانی، عالَمهائی بر این نطفه دارد میگذرد و تغییرات و تبدّلاتی در او پیدا میشود و این نطفه دارد حرکت میکند، سیر میکند، با یک شتابی هزاران درجه سریعتر از حرکت شمس و قمر؛ دارد به کجا حرکت میکند؟ از جمادی میخواهد انسان بشود! و چه اندازه این سرعت پیدا میکند و در هر لحظه عوض میشود تا اینکه میبینید این نطفهای که بعد تبدیل به خون شد حالا چشم در آورد، حالا گوش در آورد، حالا زبان در آورد، حالا دستش را درون دل مادر حرکت میدهد، قلبش به تپش میافتد، بعد دارای شعور میشود، دارای عقل و ادراک میشود.

