خود را بشناس تا خدا را بشناسى
8”و بِالجُملَة فی مَعرِفَةِ النَّفس تَیَسُّرُ الظَّفَرِ بالمَقصودِ و الوُصول إلی المَعبودِ و الارتِقاءُ مِن هُبوطِ الأَشباح إلی شَرَفِ الأَرواحِ و الصُّعودِ مِن حَضیضِ السّافِلین إلی أَوجِ العالینَ و مُعایَنَةِ جَمالِ الأَحَدِیّ و الفَوضِ بِالشُّهودِ السَّرمَدی، ﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن زَكَّىٰهَا * وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا﴾.1
بعد میفرماید: «بالجمله در معرفت نفس آسان شدنِ ظفر است در رسیدن به مقصود، و واصل شدن به سوی حضرت معبود؛ و بالا رفتن از این عالَم أشباح ـ که شبح است ـ به آن اوجِ ارواح؛ و بالا رفتن و صعود کردن از این حضیضِ مردمانِ سافل و عالَم سافل است به سوی اوجِ آن افرادی که در آن عالَمهای بالا میروند و در آن عالَمهای بالا و در عالَم تجرّد سکونت دارند، مانند ملائکه و ارواحِ انبیاء؛ و در معرفتِ نفس، معاینۀ جمالِ خدایِ أحدی است، و فائز شدن به شُهود سرمدی است. ﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن زَكَّىٰهَا * وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا﴾؛ آیۀ قرآن میگوید: ”فناء مال کسی است که تزکیۀ نفس کند؛ و بیچارگی و خزی و خسران، مال آن کسی است که نفسش از دستش برود و با نفس خود دسیسه کند.“»2
روح و نفس به ده وجه دلالت بر وحدانیّت خدا میکند
این حدیث را مرحوم مجلسی ـ رضوان اللَه علیه ـ در رابع عشر از بحار در فصلِ «حقیقت نفس» در صفحۀ ٤١٥، بیان کرده است که:
قَولُه علیه السّلام: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه»3 بعد گفته است: «بعضی از علما اینطور گفتند که: ”روح یک لطیفۀ لاهوتی است در صورتِ صفتِ ناسوتی، که به دَه وجه بر وحدانیّت پروردگار دلالت میکند و خدا را میشناساند:
وجه اوّل: چون روح پیکر انسان را حرکت میدهد و تدبیر امور بدن میکند، ما میدانیم که لابدّ است که عالَمِ کلّی هم، یک مدبّر و محرّکی داشته باشد. وجه دوّم: اینکه روح واحد است، دلالت میکند خدا هم واحد است.
وجه سوّم: روح بدن را حرکت میدهد، و این دلالت میکند بر قدرت خدا.
- سوره الشّمس (٩١) آیه ٩ و ١٠.
- پایان کلامِ حکیم شرق مرحوم صدرالمتألّهین در مقدّمۀ کتاب المبدأ و المعاد، ص ٦ و ٧.
- بحارالأنوار، ج ٥٨، ص ٩٩.

