علو مقام و عجایب نفس انسانى
8چرا خدا ملائکه را امر کرد که به آدم سجده کنید؟!
حالا در اینجا انسان یک لطیفهای میخواهد به دست بیاورد، سجده بر غیر خدا که جایز نیست، پس چرا خدا ملائکه را امر کرد که به آدم سجده کنید؟! چون در آدم سرّی است از خودِ خدا و سجدۀ بر حقیقت آدم، سجدۀ بر خداست؛ و آن مقام فنائی است که انسان میتواند در ذات خدا پیدا کند و دیگر بین او و بین خدا هیچ حجابی نماند؛ روی این جهت که خدا سرُّ اللَه را که حقیقت روح خود بوده، در آدم به عنوان ودیعت قرار داده، ملائکه مأمور به سجده شدند.
اینها آیاتی بود که خواستیم اجمالاً از آنها استفاده کنیم که انسان از همۀ موجودات أشرف است. البتّه شاید از آیات دیگر هم بتوان استفاده کرد.
و روایات هم در اینجا زیاد است؛ حالا اگر ما بخواهیم بحث را فقط روی اینجا قرار بدهیم، دیگر از اصل مطلب میمانیم. ما فقط اجمالاً میخواهیم اثبات کنیم که آیات قرآن دلالت میکند بر اینکه نفس و ذات انسان، و آن حقیقتِ هستی انسان که خداوند علیّ أعلیٰ انسان را به آن هستی، هست فرموده و ماهیّت انسان را ایجاد فرموده، اینقدر بزرگ است و سعه دارد که حتّی ملائکۀ مقرّب در مقابل او کوچکند و إعتراف به قصور و کوتاهی خود میکنند.
خوب میگوید مرحوم حاجی سبزواری، میگوید:
اختران پرتوِ مشکات دل أنوَر ما *** دل ما مَظهر کلّ، کلّ همگی مَظهر ما نه همین اهل زمین را همه بابُ اللٰهیم *** نُه فلک در دَوَرانند به گِردِ سر ما بَرِ ما پیر خِرد، طفل دبیرستان است *** فلسفی مُقتَبِسی از دل دانشور ما یا جای دیگر میگوید:
فلک، دوران زند بر مِحوَر دل *** وجود هر دو عالم، مظهر دل هر آن نقشی که بر لوح، از قلم رفت *** نوشته دست حقّ، بر دفتر دل جمله عالم چون تن و انسان دل است1 *** هرچه میجوئی ز انسان حاصل است هر دو عالم جسم و جانش آدم است *** زان که آدم اصلِ جمله عالَم است - چون تمام حقیقت عالم برای انسان خلق شد. (حضرت علاّمه طهرانی قدّس سرّه).

