فلسفۀ نیاز به ازدواج
7مانع اول تعدّد زوجات: نفوذ فرهنگ غرب
علیکلحال در موارد مختلف، مسئله فرق میکند؛ این بسته به این است که خودِ آن زن چه نیازی دارد و چه توقعی از شوهر دارد.
در زمان سابق و گذشته، ازدواجها همه بر اساس نیاز بود؛ الآن هم بر اساسِ نیاز است؛ هم آن موقع و هم الآن؛ منتها شرایط در آن موقع سهل بود؛ یعنی قبحِ این مسئله وجود نداشت. بعد از اینکه فرهنگ غرب در ایران آمد، این مسئله قوی شد؛ بهطوریکه الآن ازدواجِ واحد جزو فرهنگ کشورها قرار گرفته و همین مسئله، در کشورهای دیگر مثل [عربستان] سعودی نیست؛ در آنجا [ازدواج مجدد] خیلی عادی است.
مانع دوم تعدّد زوجات: انگیزههای اقتصادی
صرفنظر از آن حالت غیرتی که زن نسبت به مرد دارد، به نظر من بیشتر به جنبههای اقتصادی برمیگردد؛ زن احساس میکند که اگر یک زنِ دیگر بیاید داخل [زندگی] مالِ شوهر، طبعاً تقسیم میشود؛ چنانکه رسماً گفته شده است. من سراغ دارم، یک بندهخدایی میگفت: «پدر من احتیاج به زنِ مجدد دارد و مادر ما مشکلاتی دارد. ما وقتی میخواهیم برویم برای [او] زن بگیریم، برادرهای ما میگویند: ”وارث میخواهی زیاد کنی!“» او فکر نمیکند که پدرش الآن احتیاج دارد، [بلکه به] فکرِ ارثِ خودش است؛ میگوید: «میخواهید وارث زیاد کنید.»
همین قضیه راجع به زن هست؛ یکی از چیزهایی که زن نسبت به آن بسیار حسّاس است همین مسئلۀ اقتصادی است. این [زن] میبیند اگر الآن یک زنِ دیگر بیاید، توجه مرد به طرف او میرود؛ یعنی این توجهی که الآن به سمتِ او دارد، به سمتِ دیگر میرود و گرایش پیدا میکند یا تقسیم میشود. در نتیجه، رعایت مسائل دیگری هم مطرح است: مسائلِ حقوقی، نفقه، مصارف و اینها در این زمینه هست؛ لذا [زن] اجازه نمیدهد.
دیده شده که مثلاً زنی آمده منزل شوهر را به اسمِ خودش کرده، [یک] چیزی را به اسمِ خود کرده، وقتی دیگر خیالش کاملاً جمع شده، آن موقع به شوهر گفته: «حالا میخواهی بروی، برو؛ اصلاً اینجا پیشِ من هم نیا!» [این] خیلی اتفاق افتاده و خیلی گول خوردهاند؛ شوهرِ بیچاره گول خورده و وقتی [مال را] به اسمِ او کرده، [زن] میگوید: «برو گم شو دیگر! حالا هر کاری میخواهی بکن!» این [زن] نگران جهتِ اقتصادی است.

