ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
7بهجهت آنکه عوالم، مراتب مختلفی دارند؛ همانطور که بین ملائکه نیز مراتب مختلفی وجود دارد. در بعضی از روایات آمده است که خداوند متعال چهار ملَک دارد که هرکدام ازآنها بر شأن خاصی از اسماء و صفات پروردگار سیطره دارند؛ فرشتۀ حیات، فرشتۀ مرگ، فرشتۀ علم و فرشتۀ رزق و روزی.1 این چهار فرشته از سایر ملائکه بالاترند، و تحت فرمان این چهار ملَک، فرشتگان دیگری وجود دارند که آنان نیز فرشتگان دیگری تحت نفوذِ خود دارند [و به همین ترتیب،] تا اینکه به عالم ماده و شهادت برسند. به همین جهت ما معتقدیم که برحسب قاعدۀ عقلیه امکانپذیر است که نفوس ائمه علیهم السّلام مراتبی بالاتر از ملائکه داشته باشند. این بهحسب قاعدۀ عقلیه بود.
دلیل نقلی بر برتری ائمه از تمام خلایق
علاوه بر این، ما میبینیم که در روایاتِ نقلشده از ائمۀ اطهار علیهم السّلام به این تصریح شده است که نفوس کلّیه و قُدسیۀ آنها دارای بالاترین مراتب است؛ همانطور که در ادعیۀ ماه رجب میخوانیم: «اللَهمّ إنّی أسألُکَ بِمَعانی جَمیعِ ما یَدعوکَ به وُلاةُ أمرِکَ المَأمونونَ علیٰ سِرِّکَ...» تا به این فقره میرسد: «لا فَرقَ بینَک و بینَهم.»2و3 همانطور که در بعضی از روایات آمده است: «نَزِّلونا عن الرُّبوبیّةِ وقولوا فینا ما شِئتُم.»4و5 مسئلۀ مهم همین است [که تأمل در آن باعث رفع امثال این اشکال میشود] که بعضی از برادران سؤال کردهاند: «پس هیچ فرقی بین خدا و ائمه وجود ندارد؟» خداوند از این انتساب و از این مسئله منزّه است! ائمه علیهم السّلام مانند سایر مخلوقات، بندگان خداوند متعال هستند و قضیّه به این شکل نیست. همانطور که ما میبینیم بین مخلوقات مراتب مختلفی وجود دارد؛ مثلاً گیاه از نظر فعّالیت [زیستی] و رشد و بقا و تولیدمثل بالاتر از جماد است، حیوان از گیاه بالاتر است و انسان نیز از حیوان بالاتر است. بدیهی است که این مراتب مختلف ممکن است بین سایر موجودات نیز وجود داشته باشد. مرتبۀ امام علیه السّلام و نفس قدسی او از مرتبۀ سایر خلایق بالاتر است. این بدیهی است که برای مخلوقات پروردگار مراتب مختلفی وجود داشته باشد و مرتبۀ یکی بالاتر از دیگری باشد.
- الخصال، ج 1، ص 225:
«عن موسی بنِ بَکرٍ عن أبی الحسنِ الأوّلِ علیه السّلام، قالَ: قالَ رسول الله صلّی الله علَیه و آله: إنَّ اللهَ تَبارَکَ و تَعالیٰ اختارَ مِن کُلِّ شَیءٍ أربَعَةً، اختارَ مِنَ المَلائِکَةِ جَبرَئیلَ و میکائیلَ و إسرافیلَ و مَلَکَ المَوت». ترجمه:
«امام کاظم علیه السّلام نقل فرمود که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم فرمود: ”خداوند تبارک و تعالی از هر چیزی چهار چیز برگزید؛ از ملائکه جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و ملکالموک را برگزید.“» (محقق)
الدّر المنثور، ج 1، ص 93:
«أخرجَ أبو الشیخِ عن عکرمةَ بن خالدٍ أنّ رجلًا قالَ: ”یا رسول الله، أیُّ الخلقِ أکرمُ علی الله عزّوجلّ؟“ قال: ”لا أدری.“ فجاءَهُ جبریلُ علیه السّلام فقال: ”یا جبریل، أیُّ الخلقِ أکرَمُ علَی الله؟“ قال: ”لا أدری.“ فعَرَجَ جبریلُ ثمّ هَبَطَ فقال: ”أکرمُ الخلقِ علی اللهِ جبریلُ و میکائیلُ و إسرافیلُ و ملکُ الموتِ. فأمّا جبریلُ فصاحبُ الحربِ و صاحبُ المرسلینَ؛ و أمّا میکائیلُ فصاحبُ کلِّ قطرةٍ تَسقُطُ و کلِّ ورقةٍ تَنبُتُ و کلِّ ورقةٍ تَسقُطُ؛ و أمّا ملکُ الموتِ فهو موکَّلٌ بقَبضِ کلِّ روحِ عبدٍ فی بَرٍّ أو بَحرٍ؛ و أمّا إسرافیلُ فأمینُ اللهِ بینَه و بینَهم». ترجمه:
«عکرمة بن خالد میگوید: مردی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم پرسید: ”ای رسول خدا، کدامیک از خلایق نزد خداوند عزّوجلّ گرامیترند؟“ رسول خدا فرمود: ”نمیدانم!“ پس جبرائیل نزد حضرت آمد، حضرت به او فرمود: ”ای جبرائیل، کدامیک از خلایق نزد خداوند گرامیترند؟“ جبرائیل عرض کرد: ”نمیدانم!“ پس جبرائیل به آسمان رفت و دوباره فرود آمد و گفت: ”گرامیترین خلایق نزد خداوند جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و ملکالموت هستند. پس جبرائیل صاحب جنگ و مصاحب فرستادگان خداست، اما میکائیل پس مسئول هر قطرهای است که [از آسمان] فرو میافتد و هر برگی است که میروید و هر برگی که از درخت میافتد، و اما ملکالموت پس گماشته شده است بر گرفتن روح هر بندهای که در خشکی یا دریاست، و اما اسرافیل پس امین [و واسطۀ] خداوند است مابین او و آنها.“» (محقق) - مصباح المتهجّد، ج 2، ص 803.
- در بعضی [از منابع] ادعیه «لا فَرقَ بینَک و بینَها» [آمده است].* ولی در [برخی از چند] نسخۀ [کتاب مصباحالمتهجد] شیخ طوسی آمده است: «لا فَرقَ بینَک و بینهم إلاّ أنّهم عبادُکَ و خَلقُک.»
*الإقبال، ج 3، ص 214. - این عبارت با مضامین مختلف در منابع ذیل وارد شده است:
بصائر الدّرجات، ص 236 و 241؛ تحف العقول، ص 104؛ الخصال، ج 2، ص 614؛ الاحتجاج، ج 2، ص 438؛ مختصر البصائر، ص 188؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 427؛ بحار الأنوار، ج 26، ص 2. - اسرار ملکوت، ج 2، ص 126:
«ما را از مرتبۀ ربوبیّت و خدایی پایین آورید و حکم مخلوق بر ما بنهید، آنگاه هرچه درخور فهم و ادراک شما است (از صفات و ملکات و امور غیر عادیه و مسائل عجیبه و غریبه) ما را بدان متّصف کنید.»
- الخصال، ج 1، ص 225:

