ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
6بر این اساس، ما روایات وارده را در خصوص اینکه امام علیه السّلام واسطۀ بین خدا و خلق است [بر ولایت تکوینی آنها] تطبیق میدهیم.1
روایاتی دال بر ولایت تکوینی امام علیه السّلام
در ادعیه، زیارات و روایاتِ بسیاری در خصوص مقام امام علیه السّلام مطالبی ذکر شده است.2 [بهعنوان نمونه] ملائکه در هر شب جمعه صحیفۀ اعمال همۀ بندگان و خلایق را بر امام زمان أرواحُنا لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء عرضه میدارند و آن حضرت آن صحیفهها را مشاهده میکند و برای مؤمنین دعا مینماید.3 و امام زمان علیه السّلام است که مؤمنین را تربیت میکند؛ همانطور که خود آن حضرت در بعضی از عبارات خود میفرمایند:
نَحنُ و إن کُنّا ثاوینَ بِمَکانِنا النّائی عن مَساکنِ الظّالِمینَ حسَبَ الّذی أراناهُ اللهُ تعالیٰ لَنا من الصّلاحِ و لِشیعتِنا المُؤمنینَ فی ذلکَ مادامَت دَولَةُ الدّنیا للفاسقینَ، فإنّا نُحیطُ عِلمًا بأنبائِکم و لا یَعزُبُ عنّا شَیءٌ مِن أخبارِکم... إنّا غیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِکُم و لا ناسینَ لذِکرِکُم؛ و لَولا ذلکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأواءُ و اصطَلَمَکُمُ الأعداء.4
«ما اگرچه تا وقتی حکومت دنیا در دست فاسقین است، برحسب آنچه خداوند برای ما و شیعیانمان صلاح دیده و به ما نشان داده است، در مکانی دور از مساکن ظالمین زندگی میکنیم، اما بر احوال شما احاطۀ علمی داریم و چیزی از اخبار شما از ما پنهان و مخفی نمیمانَد... ما هیچگاه نسبت به رعایت حال شما اهمال نمیکنیم و هیچگاه ذکر شما از یاد ما نمیرود و فراموش نمیشود. و اگر لطف و عنایت و کرَم و مرحمت ما نبود، هرآینه بلا و شدت بر شما نازل میشد و دشمنان، شما را زیر دستوپای خود لِه میکردند!»
و مقصود از ولایت تکوینی، همین است.
تنافی نداشتن ولایت تکوینی با ادلۀ عقلی
بر این اساس، ولایت تکوینی با هیچ دلیل عقلی و مبنای فلسفی در تعارض نیست و کسی که احکام عقلی و مبانی فلسفی را فراگرفته باشد میفهمد که بنا بر سنخیت بین علت و معلول، لازم است که بین علت مجرده و معلول مادی واسطه وجود داشته باشد. علاوه بر این، همۀ روایات و آیات اشاره و بلکه تصریح میکنند که بین ذات مجرّد خداوند و عالَمِ مخلوقات واسطههایی وجود دارد؛ حال ممکن است این وسائط، ملائکۀ مقرب باشند و ممکن است نفوس ائمه علیهم السّلام باشند.5
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 386:
«فَإنّا صَنائِعُ رَبِّنا و النّاسُ بَعدُ صَنائِعُ لَنا.»
بصائر الدّرجات، ج 1، ص 216:
«عن سلمانَ الفارسیِّ عن أمیرِ المؤمنینَ علیه السّلامُ فی قولِ اللهِ تبارکَ و تعالیٰ: ﴿قُلْ كَفى بِاللَهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾، فَقالَ: ”أنا هو الَّذی عِندَهُ عِلمُ الکتابِ و قد صَدَّقَهُ اللهُ و أعطاهُ الوَسیلةَ فی الوَصیّةِ و لا تخلیٰ أُمّةٌ [یُخَلّی أُمّتَهُ] مِن وسیلتِهِ إلیهِ و إلیٰ اللهِ قالَ: ﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَة﴾.“»
الأمالی، شیخ طوسی، ص 157:
«عن محمدِ بنِ المُثَنّی الأزدیُّ: أنَّهُ سَمِعَ أبا عبدِ اللَهِ جعفرَ بنَ محمدٍ (علیه السّلام) یقولُ: ”نَحنُ السّببُ بینکُم و بینَ اللهِ (عزّوجلّ)“.»
المناقب، علوی، ص 75:
«قالَ [أمیرالمؤمنین] صلّی اللهُ علَیه و آله: ”أنا أُحیی و أُمیتُ بِإذنِ رَبّی، و أنا أُنبِئُکُم بِما تَأکُلونَ و ما تَدَّخَرونَ فی بُیوتِکُم بِإذنِ رَبّی، و إنّی عالِمٌ بِضَمائِرَ قُلوبِکُم، و الأئمّةُ مِن وُلدی یَعلَمونَ و یَفعَلونَ هذا إذا أحَبّوا و أرادوا، لِأنّا کُلُّنا واحِدٌ... .“»
الکافی، ج 1، ص 192:
«قالَ سَمِعتُ أبا عبدِ اللهِ علیه السّلامُ یَقولُ: ”نَحنُ وُلاةُ أمرِ اللهِ و خَزَنَةُ عِلمِ اللهِ و عَیبَةُ وَحیِ الله.“» ترجمه: «امام صادق علیه السّلام فرمود: ”ما متولّیان امر خداوند و خزینهدار علم پروردگار و ظرف وحی خداوندیم.“» (محقق)
الکافی، ج 1، ص 193:
«سَمِعتُ أباالحَسَنِ الرّضا علیه السّلام یَقولُ: الأئِمَّةُ خُلَفاءُ اللهِ عزّوجلّ فی أرضِهِ». ترجمه:
«امام رضا علیه السّلام فرمود: ”ائمه علیهم السّلام خلیفۀ خداوند عزّوجلّ بر زمین هستند.“» (محقق)
الأمالی، شیخ صدوق، ص 186:
«سلیمان بنِ مهرانَ الأعمَشِ عن الصّادقِ جعفرِ بنِ محمدٍ عن أبیهِ محمدِ بنِ علیٍّ عن أبیهِ علیِّ بنِ الحسینِ علیهم السّلام قالَ:... نَحنُ أمانُ أهلِ الأرضِ کَما أنَّ النُّجومَ أمانٌ لِأهلِ السَّماءِ و نَحنُ الَّذینَ بِنا یُمسِکُ اللهُ السَّماءَ أن تَقَعَ عَلَی الأرضِ إلّا بِإذنِهِ و بِنا یُمسِکُ الأرضَ أن تَمیدَ بِأهلِها و بِنا یُنَزِّلُ الغَیثَ و بِنا یَنشُرُ الرَّحمَةَ و یُخرِجُ بَرَکاتِ الأرضِ و لو لا ما فی الأرضِ مِنّا لَساخَت بِأهلِها». ترجمه:
«امام صادق از پدرش امام باقر از پدرش امام سجاد علیهم السّلام روایت میکند که فرمود: ”ما امان اهل زمینیم همانگونه که ستارگان امان اهل آسماناند، و ما همان کسانی هستیم که خداوند بهوسیلۀ ما آسمان را نگه داشته تا بر زمین نیفتد مگر به اذن او، و خداوند بهوسیلۀ ما زمین را نگه داشته تا مضطرب نگشته و اهل زمین را نلرزاند. خداوند بهوسیلۀ ما باران را نازل میگرداند و رحمتش را میگستراند و برکات زمین ظاهر میگردد. و اگر از میان ما کسی در زمین نبود، هرآینه اهلش را فرو میبُرد.“» (محقق)» - بهعنوان نمونه رجوع شود به بصائر الدّرجات، ص 11 ـ 518؛ الکافی، ج 1، ص 198 و 223 و 224 و 337 و 402 و ج 4، ص 576؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 609 ـ 617؛ مصباح المتهجّد، ج 2، ص 803؛ مهج الدّعوات، ص 254؛ المزار الکبیر، ابنمشهدی، ص 62 ـ 65.
- مأخوذ از: بصائر الدّرجات، ص 424 ـ 431 و 260.
- الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 902 و 903؛ الاحتجاج، ج 2، ص 497، با قدری اختلاف.
- الکافی، ج 1، ص 183:
«عن رِبعیِّ بنِ عبداللهِ عن أبیعبداللهِ علیه السّلام أنَّهُ قالَ: أبَی اللهُ أن یُجریَ الأشیاءَ إلّا بِأسبابٍ فَجَعَلَ لِکُلِّ شَیءٍ سَبَبًا و جَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرحًا و جَعَلَ لِکُلِّ شَرحٍ عِلمًا و جَعَلَ لِکُلِّ عِلمٍ بابًا ناطِقًا عَرَفَهُ مَن عَرَفَهُ و جَهِلَهُ مَن جَهِلَهُ؛ ذاکَ رسول الله و نَحنُ». ترجمه:
«امام صادق علیه السّلام فرمود: ”خداوند اِبا داشت از اینکه امور [عالم] را جز با اسباب [و واسطههایی] جاری سازد، بنابراین برای هر چیزی سببی قرار داد و برای هر سببی شرحی و برای هر شرحی عِلمی و برای هر علمی راه و دری گویا قرار داد که آن درب را میشناسد آن که میشناسد و نمیشناسد آن که نمیشناسد و آن دربْ رسول خدا و ما هستیم.» (محقق)
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 386:

