ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
3احاطه و سیطره بر شیء، حقیقت ولایت تکوینی
با وجود همۀ اینها، ما میگوییم خداوند، ولیّ خلق و مدبّر این نظامِ عالم است؛ پس ولایت برای رفع نقص نیست و در هیچ کتابی هم ذکر نشده که ولایت عبارت از رفع نقص باشد؛ بلکه ولایت عبارت است از احاطه و سیطره بر شیء؛ خواه این سیطره با خلق و ایجاد باشد، خواه با استمرار و بقای آن ایجاد باشد؛ ولایت تکوینی همین است.
ولایت تشریعی نیز همینطور است. ولایت تشریعی عبارت است از ادارۀ امری؛ مانند ادارۀ یک مؤسسه. البتّه اگر ما این ولایت را مُهمل بگذاریم و خداوند هم این ولایت را به کار نگیرد، همهچیز از بین میرود. خب این مسئله بدیهی است؛ ولی این با مسئلۀ رفع نقص متفاوت است. رفع نقص یعنی چیزی وجود داشته باشد، ولی ناقص باشد و شخصی که متولّی امر این [موجود ناقص] باشد، نقص آن را برطرف کند و آن را به مرحلۀ کمال برساند.
اما در خصوص حقیقت ولایت تکوینی، قضیّه از این قرار است: ولایت عبارت است از خلق اشیا؛ همانطور که در آیات قرآن تصریح شده است و ادلّۀ حِکَمی و فلسفی ثابت میکند که خداوند متعال ولیّ عالم است و ولایت عالم را برعهده دارد؛ همانطور که خودش میفرماید: او ﴿مَالِكَ الْمُلْكِ﴾1 است؛ و همچنین میفرماید: ﴿لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمٰوٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ﴾؛2 ﴿وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾؛3 یعنی [آنچه در آسمانها و زمین است] اختصاص به او دارد. همۀ این خلایق، از مخلوقات عالم ماده و شهادت گرفته تا مخلوقات عالم ملکوت و عالم غیب و ملائکه، همه برای خداست. یعنی همه، بندگان خداوند سبحانهوتعالی هستند و تحت عنایت پروردگار و مملوک او هستند و هیچکس غیر از خداوند در این مِلکیّت و سلطنت و حکومت، دخالتی ندارد. این ولایت تکوینی است که با رفع نقص تفاوت دارد. [ولایت تکوینی] یعنی ادارۀ خلق اشیا، و خلق اشیا هم عبارت است از ولایتِ ولی بر خلق و ایجاد. و ادارۀ این اشیا هم عبارت است از استمرار بقاء و حیات و زندگیِ این مخلوقات.
- سورۀ آلعمران (3) آیۀ 26. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 229:
«صاحب قدرت و پادشاهی.» - سورۀ بقره (2) آیۀ 255 و بسیاری آیات دیگر. معادشناسی، ج 9، ص 75:
«برای خداست و مِلکِ طِلقِ خداست، آنچه که در آسمانها و زمین است.» - سورۀ انبیاء (21) آیۀ 19؛ سورۀ روم (30) آیۀ 26.
- سورۀ آلعمران (3) آیۀ 26. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 229:

