ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
2أعوذ بالله مِن الشّیطانِ الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
وصلّی اللهُ علیٰ سیّدِنا ونبیِّنا أشرفِ الأنبیاءِ والمُرسلینَ
وخاتَمِ السُّفَراءِ المُقَرَّبین أبیالقاسم ِالمصطفیٰ محمد
وعلیٰ آلِهِ الطّیِّبینَ الطّاهرینَ المَعصومینَ المُکَرَّمین
واللّعنةُ الأبَدیّةُ علیٰ أعدائِهم أجمعین
ومُخالِفیهِم وغاصبی حُقوقِهم إلیٰ یَومِ الدّین
پاسخ به شبهۀ «امکان خلق موجودی قویتر از خالق»
قبل از ورود در بحث [عرض کنم که] دیروز سؤالی از جانب بعضی از برادران مطرح شد:
آیا خداوند میتواند از نظر قوّت و آثار، چیزی همانند خود یا تواناتر از خود خلق کند؟ و اگر نتواند، پس خداوند از این کار عاجز است؛ آیا این برای خداوند نقص محسوب میشود؟
این مسئله، مسئلهای بدیهیّالبطلان است؛ زیرا از یک جنبه وقتی میگوییم خداوند متعال علتِ مخلوق خودش میباشد، یعنی معلول حتماً از علتِ خود ضعیفتر خواهد بود و معلول نمیتواند از خداوند قویتر باشد. و اما از جنبۀ دیگر، خداوند متعال چیزی خلق میکند که معقول باشد نه غیرمعقول؛ و همانطور که خداوند نمیتواند عدم را خلق کند ـ زیرا اصلاً وجود به عدم تعلق نمیگیرد ـ این مسئله نیز به همین ترتیب است؛ زیرا قدرت و ارادۀ خداوند به امر غیرمعقول تعلق نمیگیرد. چگونه ممکن است تصور کنیم که پروردگار چیزی خلق کند که از او در قوّت و آثار برتری داشته باشد؟! چنین امری مستلزم ترجیح فرع بر اصل است و این، مُحال و باطل است.
مطلب اول: ولایت، نفس خلق و استمرار خلقت آنهاست نه «رفع نقص» از آنها
در اینجا چند مسئله در خصوص موضوع ولایت تکوینی باقی ماند؛ یکی از این مسائل این است که آیا مسئلۀ ولایت تکوینی [بر مخلوقات] عبارت از رفع نقص [خلقتِ آنها] است؟ یا اینکه همانطور که در جلسۀ اول گفتیم، عبارت است از ادارۀ امری، یا خلق اشیا و استمرار این خلق و استمرار این مدیریت؟
اگر ما بگوییم «ولایت عبارت است از پوشاندن و رفع نقص [موجودات]»، این مستلزم این است که در خلقت این عالم نقص وجود داشته باشد؛ درحالیکه ما میبینیم حتی بهاندازۀ ذرهای هم در این عالم نقصی وجود ندارد. [همانطور که] برهان نظم [نیز مبتنی بر همین اصل عدم وجود نقص و کمال در عالم خلق است]. فلاسفه با این برهان بر وحدت صانع و بر مبدأ وجود استدلال میکنند؛ و همانطور که در آیات نیز به این مسئله تصریح شده است: ﴿مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ﴾.1 یا در آیات دیگری به نظم موجود در عالم و در آسمانها و زمین اشاره میکند: ﴿لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَهُ لَفَسَدَتا﴾.2 پس ما با این برهان بر وحدت الٰه و بر عدم نقص در این عالم استدلال میکنیم؛ یعنی در این عالم، هیچگونه نقص و عیبی وجود ندارد؛ بلکه این عالم و همۀ افلاک و ستارگان و ثابتات و سیارات، زمین و ماه و خورشید ﴿و كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ﴾؛3 «هرکدام در مداری، با دقت و در نظام احسن در حرکتاند.» پس همانطور که آیات قرآن تصریح میکند، هیچ نقصی در عالم وجود ندارد.
- سورۀ ملک (67) آیۀ 3. معادشناسی، ج 9، ص 50:
«هیچگاه در دستگاه آفرینشِ خداوندِ رحمان اختلاف و دگرگونی و نقصانی نخواهی یافت! پس با چشم تیزبین و دیدۀ بصیرت بنگر که آیا میتوانی در آن سستی و خللی ببینی؟!» - سورۀ انبیا (21) آیۀ 22. اللهشناسی، ج 3، ص 252، تعلیقه 1:
«اگر بر فرض محال در آسمان و زمین خدایانی غیر از خداوند بوده باشد, هرآینه آن دو فاسد میگشتند.» - سورۀ یس (36) آیۀ 40.
- سورۀ ملک (67) آیۀ 3. معادشناسی، ج 9، ص 50:

