در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت تکوینی ائمه علیهم‌السلام و شیعیان

پاسخ به شبهات ولایت تکوینی و اثبات ولایت ائمه و شیعیان

0
نسخه عربی

ولایت تکوینی ائمه علیهم‌السلام و شیعیان

2
  •  

  • أعوذ بالله مِن الشّیطانِ الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  • وصلّی اللهُ علیٰ سیّدِنا ونبیِّنا أشرفِ الأنبیاءِ والمُرسلینَ

  • وخاتَمِ السُّفَراءِ المُقَرَّبین أبی‌القاسم ِالمصطفیٰ محمد

  • وعلیٰ آلِهِ الطّیِّبینَ الطّاهرینَ المَعصومینَ المُکَرَّمین

  • واللّعنةُ الأبَدیّةُ علیٰ أعدائِهم أجمعین

  • ومُخالِفیهِم وغاصبی حُقوقِهم إلیٰ یَومِ الدّین

  •  

  • پاسخ به شبهۀ «امکان خلق موجودی قوی‌تر از خالق»

  • قبل از ورود در بحث [عرض کنم که] دیروز سؤالی از جانب بعضی از برادران مطرح شد:

  • آیا خداوند می‌تواند از نظر قوّت و آثار، چیزی همانند خود یا تواناتر از خود خلق کند؟ و اگر نتواند، پس خداوند از این کار عاجز است؛ آیا این برای خداوند نقص محسوب می‌شود؟

  • این مسئله، مسئله‌ای بدیهی‌ّالبطلان است؛ زیرا از یک جنبه وقتی می‌گوییم خداوند متعال علتِ مخلوق خودش می‌باشد، یعنی معلول حتماً از علتِ خود ضعیف‌تر خواهد بود و معلول نمی‌تواند از خداوند قوی‌تر باشد. و اما از جنبۀ دیگر، خداوند متعال چیزی خلق می‌کند که معقول باشد نه غیرمعقول؛ و همان‌طور که خداوند نمی‌تواند عدم را خلق کند ـ زیرا اصلاً وجود به عدم تعلق نمی‌گیرد ـ این مسئله نیز به همین ترتیب است؛ زیرا قدرت و ارادۀ خداوند به امر غیرمعقول تعلق نمی‌گیرد. چگونه ممکن است تصور کنیم که پروردگار چیزی خلق کند که از او در قوّت و آثار برتری داشته باشد؟! چنین امری مستلزم ترجیح فرع بر اصل است و این، مُحال و باطل است.

  • مطلب اول: ولایت، نفس خلق و استمرار خلقت آنهاست نه «رفع نقص» از آنها

  • در اینجا چند مسئله در خصوص موضوع ولایت تکوینی باقی ماند؛ یکی از این مسائل این است که آیا مسئلۀ ولایت تکوینی [بر مخلوقات] عبارت از رفع نقص [خلقتِ آنها] است؟ یا اینکه همان‌طور که در جلسۀ اول گفتیم، عبارت است از ادارۀ امری، یا خلق اشیا و استمرار این خلق و استمرار این مدیریت؟

  • اگر ما بگوییم «ولایت عبارت است از پوشاندن و رفع نقص [موجودات]»، این مستلزم این است که در خلقت این عالم نقص وجود داشته باشد؛ درحالی‌که ما می‌بینیم حتی به‌اندازۀ ذره‌ای هم در این عالم نقصی وجود ندارد. [همان‌طور که] برهان نظم [نیز مبتنی بر همین اصل عدم وجود نقص و کمال در عالم خلق است]. فلاسفه با این برهان بر وحدت صانع و بر مبدأ وجود استدلال می‌کنند؛ و همان‌طور که در آیات نیز به این مسئله تصریح شده است: ﴿مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ﴾.1 یا در آیات دیگری به نظم موجود در عالم و در آسمان‌ها و زمین اشاره می‌کند: ﴿لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَهُ لَفَسَدَتا﴾.2 پس ما با این برهان بر وحدت الٰه و بر عدم نقص در این عالم استدلال می‌کنیم؛ یعنی در این عالم، هیچ‌گونه نقص و عیبی وجود ندارد؛ بلکه این عالم و همۀ افلاک و ستارگان و ثابتات و سیارات، زمین و ماه و خورشید ﴿و كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ﴾؛3 «هرکدام در مداری، با دقت و در نظام احسن در حرکت‌اند.» پس همان‌طور که آیات قرآن تصریح می‌کند، هیچ نقصی در عالم وجود ندارد.

    1. سورۀ ملک (67) آیۀ 3. معادشناسی، ج 9، ص 50:
      «هیچ‌گاه در دستگاه آفرینشِ خداوندِ رحمان اختلاف و دگرگونی و نقصانی نخواهی یافت! پس با چشم تیزبین و دیدۀ بصیرت بنگر که آیا می‌توانی در آن سستی و خللی ببینی؟!»
    2. سورۀ انبیا (21) آیۀ 22. الله‌شناسی، ج 3، ص 252، تعلیقه 1:
      «اگر بر فرض محال در آسمان و زمین خدایانی غیر از خداوند بوده باشد, هرآینه آن دو فاسد می‌گشتند.»
    3. سورۀ یس (36) آیۀ 40.