در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهم‌السلام

چگونگی جمع میان ارادۀ خدا و تصرّف واسطه‌های مشیّت الهی

0
نسخه عربی

ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهم‌السلام

9
  • نگاه استقلالی محمدرضا شاه پهلوی به قدرت و پادشاهی

  • ما این مسئله را به چشم خود می‌بینیم. در زمان ما در ایران، وقتی شاه صحبت می‌کرد به‌گونه‌ای سخن می‌گفت که انگار مالک‌الملوک عالم است: «چه کسی می‌تواند با ما چنین و چنان کند؟! چه کسی می‌تواند دربارۀ ما این‌طور سخن بگوید؟!» ما بعضی از سخنرانی‌هایش را می‌شنیدیم؛ اصلاً انگار واقعاً او خود را یک فرعون یا مالک‌الملوک می‌دید! عده‌ای به او لقب «شاهنشاه» داده بودند. «شاهنشاه» به عربی به معنای «مالک‌الملوک» است؛ یعنی او پادشاهِ پادشاهان دنیاست!

  • حال اگر ما بخواهیم مثلاً او را با لقبی بالا ببریم و تعظیم کنیم، نهایتاً می‌گوییم «شاه ایران»؛ نه‌اینکه پادشاه خاورمیانه باشد، تا چه برسد به آسیا یا امریکا یا افریقا! اما به او شاهنشاه می‌گفتند! یعنی پادشاه پادشاهان جهان!

  • حال این شخص عاقبت احوالش چه شد؟! به‌نحوی از ایران فرار کرد که هیچ‌کس آن‌طور فرار نکرده است! هیچ کشور و حکومتی او را نمی‌پذیرفت؛ همین‌طور از کشوری به کشور دیگر و از مملکتی به مملکتی دیگر فرار می‌کرد و او را نمی‌پذیرفتند!1 چرا؟! کجا رفت آن مُلک و مُکنت؟! کجا رفت آن فرعونیّت؟! کجا رفت آن ربوبیّت که تو گمان می‌کردی ربّ‌الأرباب هستی؟!

  • حقیقت غیراستقلالی و توحیدیِ ولایت تکوینی انسان

  • ﴿قُلِ اللَهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ﴾! به هرکسی که بخواهی مال می‌دهی و از هرکس که اراده کنی مال را می‌گیری؛ به هرکسی که بخواهی سلامتی می‌دهی و از هرکس که اراده کنی سلامتی را می‌گیری. ﴿رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى﴾؛2 ﴿وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ﴾؛3 یعنی اصل شفا از جانب پروردگار است؛ حال ممکن است این شفا بلا واسطه و ممکن است با واسطه‌ای مانند دارو باشد. در بسیاری از موارد هم دیده‌ایم که این داروها اثر نمی‌کند؛ چون خداوند متعال [شفا را] اراده نکرده است و بیمار باید از دنیا برود؛ هر چند در هر بار صد قرص بخورد، فایده‌ای ندارد. و در بعضی از موارد به‌طور اتفاقی درمان می‌شود؛ این بدان معناست که خداوند برای این شخص ادامۀ حیات در دنیا را اراده کرده، اما برای آن شخصِ دیگر اراده نکرده است؛ لذا با کوچک‌ترین مسئله‌ای و به‌سادگی می‌میرد.

    1. رجوع شود به آخرین سفر شاه، ص 105 و 106 و 151 و 158 ـ 168؛ پس از سقوط، ص 162 ـ 169 و 191؛ پاسخ به تاریخ، ص 369 ـ 371 و 419 ـ 422 و 426 ـ 428 و 435 ـ 450.
    2. سورۀ طه (20) آیۀ 50. الله‌شناسی، ج 3، ص 108:
      «پروردگار ما آن کسی است که به هر چیز، مقدار ظرفیّت و هویّتش و استعدادش را در جهان آفرینش عطا کرده است، و سپس آن را در راه و مسیر کمال وجودی خود به راه انداخته و بدان سمت هدایت نموده است.»
    3. سورۀ شعراء (26) آیۀ 80. روح مجرّد، ص 217، تعلیقه:
      «آن خدایی که چون مریض شوم او مرا شفا می‌دهد.»