ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام
7خداوند این قدرت را از او سلب کرد، چون این [دست یافتن به اسم اعظم] یکی از نعمتهای خداوند متعال است؛ چرا آن را علیه خدا به کار میبری؟! خداوند آن قدرت را به تو عطا کرده بود، اما تو آن را ضدّ پیامبرش استفاده کردی؛ در اینصورت میبایست خداوند نیز این قدرت و اراده و نعمتی را که به او بخشیده شده بود، از او بگیرد.
پس بلعم باعورا نیز این اراده و قدرت را از جانب پروردگار به دست آورده بود و این خدا بود که آن را به او عطا کرده بود؛ اما او آن را جز در راهِ سوء، استفاده نکرد؛ پروردگار هم آن را از او سلب نمود.
حقیقت ولایت یعنی سیطره بر انجام امور
با توجه به آنچه گذشت، متوجه میشویم که مسئلۀ ولایت عبارت است از ولایت بر شیء و سیطره و قدرت بر انجام کاری در عالَمِ خارج. ممکن است این ولایت، ولایتی باشد که به ما عطا شده است و با آن کارهای خود را انجام میدهیم و امور زندگی خود را پیش میبریم؛ یا ولایتی باشد که به فرشتگان داده شده است که اعمال خود را بهواسطۀ آن انجام میدهند؛ یا اینکه ولایت انبیا باشد که بهواسطۀ معجزه [ظهور پیدا میکند]؛ اما همۀ این کارها از جانب پروردگار است.
امکان تصرف مستقیم در ولایت تکوینی، بدون احتیاج به دعا
نکتۀ مهم این است که بدانیم: اگر پیامبر بخواهد کاری انجام دهد و از خدا درخواست کند که آن مسئله را در عالم خارج محقق کند، آیا همانطور که ما در پیشگاه خداوند دعا میکنیم، او نیز به همین شکل دعا میکند؟ یا نه، تغییر و تحوّلی در نفس او ایجاد شده است که با این تغییر و تحول به جایگاهی رسیده است که میتواند به اذن خدا چنین عمل کند؟
باید در این مسئله تأمل کنیم که قدرت پیامبر، ملائکه و حتی سایر افراد [به چه کیفیتی است]؟ مثلاً ما الآن شیئی را برمیداریم و [قدرتِ] این حرکت را از نفس خود میبینیم و این قدرت را در خود مییابیم که به ما این امکان را میدهد که مثلاً سنگ صدکیلویی را بلند کنیم. فردی که سنگ سیصدکیلویی را بلند میکند آیا این قدرت را در خود میبیند؟ یا قوّت را در خود نمییابد، بلکه دعا میکند و از خدا طلب مینماید و [با اجابت دعایش] سنگ را بلند میکند؟! نه! اینگونه نیست؛ کافر و مسلمان احساس میکنند که این قدرت در خودِ آنها وجود دارد. گرچه این بحث دیگری است که اگر تأمل کند متوجه میشود منشأ این قدرت، پروردگار است؛ اما در هر صورت هرکس که این کار را انجام دهد این قدرت را در وجود خود مییابد.

