ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام
3کیفیت جمع میان وجود واسطه و صرافت توحید
اگر در مطالب [دو] جلسۀ قبل دربارۀ وحدت فعل و کیفیت تنزّل فعل از عالم وجود و عالم اراده به عالم خلق و شهادت و مادّه تأمل کنیم، میفهمیم که در عالَم جز یک فعل و ارادۀ واحد وجود ندارد، که همان فعل و ارادۀ خداوند متعال میباشد.
همانطور که هرکدام از ما بهحسب موقعیت خود به وظایف و امور واجب خود میپردازد و کارها را انجام میدهد، و همانطور که زندگی در این عالم با ابزارها و وسائطی از غرائز و صفات که خداوند متعال در وجود ما به ودیعه نهاده است ادامه مییابد، همین قدرت، بنفسه در سایر موجودات از قبیل مَلَک و بشر (چه انبیا و چه سایر انسانها) نیز وجود دارد.
و هیچ تنافی و اختلافی میان سلسلۀ موجودات این عالم وجود ندارد؛ یعنی همانطور که جایز نیست ما قدرت و استعدادِ خود را از غیر خداوند متعال بدانیم و باید بگوییم همۀ اینها از جانب خداست، به همین ترتیب جایز نیست بگوییم قدرتی که در جبرئیل و فرشتۀ قابض ارواح و سایر فرشتگان وجود دارد، از جانب خداوند نیست.
بنابراین، هیچ قدرتی در میان نیست مگر اینکه مستند به پروردگار است. و بر همین اساس خداوند متعال از این مسئله پرده برمیدارد و میفرماید: ﴿وَمَا أَمْرُنَا إِلاّ وَاحِدَةٌ﴾؛ یعنی حقیقتِ اراده در این عالم، ارادۀ مُنبَعِث از جانب خداست. این بدان معناست که ملکالموت قبض روح نمیکند مگر با اراده و اذن خداوند؛ و همچنین ما کاری انجام نمیدهیم مگر با اراده و اذن خداوند متعال.
معنای ارادۀ الهی در امور، و جایگاه اختیار انسان
مسئلۀ مهم [که] در اینجا [ممکن است مطرح شود] مسئلۀ اختیار است. منظور از ارادۀ خداوند این نیست که باید امور، بدون اختیار ما اینگونه و به این شکل خاص [در خارج] تحقق یابند؛ اینگونه نیست.
تعلق ارادۀ ربوبی به شهادت سیدالشهدا، برخلاف ذبح حضرت اسماعیل
برای [روشن شدن] این موضوع، از شما میپرسم: اگر ارادۀ خدا به شهادت امام حسین علیه السّلام تعلق نمیگرفت، آیا یزید و عمرسعد و یارانش میتوانستند امام حسین را به شهادت برسانند؟! ما مسئله را اینگونه [دو جور] فرض میکنیم: یا ارادۀ خدا بر شهادت امام حسین تعلق گرفته بود، یا تعلق نگرفته بود و خداوند به آن راضی نبود. اگر به آن راضی نبود، پس چرا جلوی یزید و معاویه و شمر و یارانشان را نگرفت تا اینگونه عمل نکنند؟! همانطور که ارادۀ پروردگار به ذبح اسماعیل فرزند ابراهیم علیهما السّلام تعلق نگرفته بود: ﴿وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا﴾.1 حضرت ابراهیم چاقو را بر گردن اسماعیل کشید، اما دید که این چاقو نمیبُرَد! تعجب کرد [و با خود گفت]: «چرا اینگونه است؟! خداوند مرا به این کار امر کرده، درحالیکه این چاقو نمیبُرَد!» آنجا بود که چاقو به زبان درآمد و گفت: «الخلیلُ یَأمُرُنی والجَلیلُ یَنهانی!»2 یعنی «[ای ابراهیمِ خلیل] تو مرا به ذبح امر میکنی، اما پروردگار مرا نهی میکند!» در این موقعیت، ارادۀ خدا به ذبح تعلق نگرفته بود و این چاقو نیز اسماعیل را ذبح نکرد و نکشت.
- سورۀ صافات (37) آیات 104 و 105. اسرار ملکوت، ج 1، ص 247:
«ابراهیم را ندا دردادیم که: ”ای ابراهیم! تحقیقاً که تو رؤیا را صادق و واقع دانستی و بدان عمل نمودی.“» - تفسیر منهج الصّادقین، ج 8، ص 7؛ الفرقان، ج 5، ص 266.
- سورۀ صافات (37) آیات 104 و 105. اسرار ملکوت، ج 1، ص 247:

