ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام
6اما آنچه مهم است این است: یکی به این شیوه از قدرت خداوند استفاده میکند و دیگری به شکلی دیگر. [مثلاً] الآن این چاقو در دست من است و میتوانم آن را برای امور مفید به کار ببرم، و همچنین میتوانم برای اهداف بدی استعمال کنم که باعث هلاکت و فساد و خرابی شود. چاقو یکی است، اختیار [در همۀ افرادِ] انسان هم یکی است. انسان میتواند از این آلت در این مواردِ نافع استفاده ببرد و همچنین میتواند با آن کارهای سوء و مفاسدی انجام دهد.
تصریح قرآن به انجام معجزات توسط خود پیامبران
در هر صورت، خداوند منشأ قدرت است و این قدرت در همۀ چیزها وجود دارد و هر عملی که از هر چیز سرمیزند، بهوسیلۀ قدرتی است که پروردگار به آن داده است. لذا پروردگار متعال وقتی در آیات دربارۀ معجزات پیامبران سخن میگوید، میفرماید آنها این معجزات را خودشان انجام میدادند. [بهعنوان مثال میفرماید:] حضرت عیسی علیه السّلام خودش و با دست خودش چنین و چنان عمل میکرد، اما همۀ اینها با اذن پروردگار صورت میگیرد.1
حکایت استفادۀ سوءِ بلعم باعورا از ولایت تکوینی
همچنین ممکن است شخصی از این قدرت الهی بدون اذن پروردگار استفاده کند. [گرچه] خدا این نعمت را به او داده است و او را تا این مرحله موفّق کرده است [اما او شکر این نعمت را به جای نیاورد]. مانند بلعم باعورا که در زمان حضرت موسی علیه السّلام زندگی میکرد و آیۀ قرآن دربارۀ او میفرماید: ﴿فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ﴾.2 و در آیۀ دیگر میفرماید: ﴿وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغٰاوِينَ﴾.3 مضمون آیه این است که او از علم خود بهره نبرد؛ بلکه برای تقابل با پیامبر خدا (حضرت موسی علیه السّلام) و علیه او از آن دانش استفاده کرد. [خداوند متعال در اینجا میفرماید:] ما از جانب خود به او دانشی دادیم و او به مراتبی رسید که تصرفاتی میکرد، و از خدا درخواست مینمود و خداوند هم دعای او را استجابت میفرمود. اما وقتی قضیۀ [ورود] حضرت موسی علیه السّلام در آن شهر اتفاق افتاد، آن داستان عجیب رخ داد: مردم دور او اجتماع کردند و از او خواستند که علیه موسی دعا کند. او در ابتدا از این کار خودداری و اجتناب کرد، اما بعد از اصرار آنها، رفت تا علیه موسی و قومش دعا کند، ولی پروردگار او را به هلاکت رسانید و این قدرت را از او گرفت.4
- سورۀ مائده (5) آیۀ 110:
﴿وَإِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾
معادشناسی، ج 5، ص 307:
«و در آن زمانی که تو از گِل مثل صورت پرندهای میساختی به اذن من، و پس از آن در او میدمیدی و بدین جهت آن گِل دمیدهشده به اذن من به صورت پرندهای به پرواز در میآمد!»
سورۀ آلعمران (3) آیۀ 49:
﴿أَنِّيٓ أَخۡلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيۡـَٔةِ ٱلطَّيۡرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِ ٱللَهِ﴾
امامشناسی، ج 1، ص 145:
«من از گل برای شما پرندهای میسازم سپس در او میدمم, به اذن خدا به پرواز در میآید.» - سورۀ أعراف (7) آیۀ 176. معادشناسی، ج 8، ص 160:
«پس مثال او مثال سگ است که اگر او را تعقیب کنی, عوعو میکند؛ و اگر هم او را رها کنی, عوعو میکند.» - سورۀ أعراف (7) آیۀ 175. ترجمه:
«و برای آنها بخوان سرگذشت کسی را که ما آیات خود را به او دادیم و او خود را از آن آیات تهی ساخت؛ پس شیطان هم او را دنبال نمود و سرانجام از گمراهان گردید.» (محقق) - تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 2، ص 74 و 75؛ تفسیر القمی، ج 1، ص 248؛ إثبات الوصیة، ص 64 و 65. با قدری اختلاف در مصادر.
- سورۀ مائده (5) آیۀ 110:

