ولایت تکوینی ملائکه
5اما عقل به او میگوید: «تا فلان حد او را بزن و بیش از آن او را نزن! بر کتفِ او بزن و بر سرش نزن!» این تدابیری که انسان هنگام زدن اتخاذ میکند، بهخاطر استفاده از عقل است؛ همزمان با غریزۀ قهر و غضب، از عقل استفاده میکند و عقل میزان خشم را تعیین میکند. دربارۀ شهوت و جلب منافع در [مثلاً] تجارت نیز مسئله به همین ترتیب است؛ عقل در تمام این موارد دخالت میکند و از این ابزارها استفاده میکند، اما در هر مرحله بهحسبِ مقتضای آن؛ بهگونهای که از مقتضای آن مرحله افراط و تفریط نداشته باشد.
و اگر خداوند متعال انسان را بدون قوۀ عاقله رها کند، در اینصورت او میخواهد این غریزه را در همۀ امور [بهنحو افراط] اعمال کند؛ واضح و معلوم است که بعد از آن، چه اتفاقی خواهد افتاد!
همین مسئله در مورد سایر موجودات هم وجود دارد؛ حیوانات و درختان هم غرائز متعددی دارند که از هریک در موقعیت خاص خود، بهرهمند میشوند.
ظهور صفات پروردگار به تناسب نوع حقایق و پدیدهها
همین معیار و قانون عیناً در مورد خداوند متعال نیز وجود دارد. اگرچه خداوند متعال از شوائب ماده و عالم طبیعت، و از سنجش و تمثیل و مثال و شبیه منزه است و اگرچه از همۀ اینها مجرّد است، اما دارای اسماء و صفاتی است که هریک از این اسماء و صفات را در موقعیتی خاص و خلقتی خاص و واقعهای خاص به کار میبرَد. خداوند متعال دارای سه اسم [اصلی] است: اول حیات، دوم علم و سوم قدرت؛ به این معنا که خداوند متعال حیّ (زنده) و قادر (توانا) و عالِم (دانا) است.
این اسماء سهگانه در همۀ اشیاء وجود دارند؛ هر موجودی در عالَم دارای قدرت و حیات و علم است وگرنه بهطور کلی مضمحل میشود و از هم فرومیپاشد؛ خواه حیوان باشد یا انسان، از جمادات باشد یا مجردات.

