ولایت تکوینی ملائکه
4البتّه گاهی اوقات ممکن است انسان بهوسیلۀ غضب [ظاهراً] مسئله را حل کند! این را میتوان در مورد برخی از مسائل اجتماعی متصور شد! اما مسائل دشواری مانند مسائل ریاضی، حساب، هندسه و مشکلات تجاری و معاملات [اقتصادی] را با غریزۀ غضب حل میکند؟! یا اینکه انسان به مکانی آرام و بدون سروصدا میرود و مثلاً [به اطرافیانش] میگوید: «هر کس تماس گرفت، بگویید او در اطاق خودش مشغول کار است»، و تمامی درها را میبندد و برای متمرکز کردن ذهن خود تلاش میکند تا آنکه به راه حل مشکل برسد؟! بنابراین، انسان این مسائل را با غریزۀ فکر و عقل حل میکند.
در مورد سایر غرائز نیز قضیّه به همین شکل است؛ مثلاً ما با غریزۀ حبّ نفس و جلب منفعت برای خود، به حیات و زندگی ادامه میدهیم. یعنی از آنجا که ما خود را دوست داریم و بقای خود را دوست داریم، به همین دلیل هر کاری انجام میدهیم تا برای خود جلب منافع کنیم و آنچه برای ادامه و استمرار حیات برایمان فایده دارد، به دست آوریم. [بنابراین] ما نه با غریزۀ خشم و غضب، بلکه از روی غریزۀ حبّ نفس این کار را انجام میدهیم. به همین ترتیب، اگر شخصی با یک امر نفسانی و شهوانی روبهرو شد، با غریزۀ عقل یا غضب در مورد آن اقدام نمیکند؛ زیرا قهر و غضب با این مقام تناسبی ندارد.
همچنین، اگر انسان با دشمن روبهرو شود، با غریزۀ رأفت، رحمت و محبت با او تقابل نمیکند، بلکه با قهّاریت و غضب و از طریق غریزۀ جلب منافع و دفع مَضرّات از خود با او برخورد میکند. [پس] در هر موقعیتی [برحسب اقتضای آن موقعیت] انسان باید از ابزارهایی که در نهاد او به ودیعه گذاشته شده است بهرهمند شود؛ ابزارهایی مانند عقل و شهوت و قهر و غضب، رحمت و عطوفت، حبّ نفس و همنوعدوستی.1
همچنین این غرائز و ابزارها با یکدیگر تداخل ندارند؛ مگر در برخی موارد و تا حدّ خاصی. مثلاً انسان این امکان را دارد که حتی وقتی از غریزۀ غضب استفاده میکند، از عقل خود نیز بهره ببرد. وقتی انسان عاقل بخواهد از غریزۀ زور و غضب استفاده کند، به همراه آن از غریزۀ عقل نیز استفاده میکند؛ در غیر اینصورت مانند دیوانگان خواهد شد و هر کاری را انجام خواهد داد و ممکن است فردی را تا حدّ مرگ کتک بزند یا حتی به قتل برساند.
- انسان همۀ انسانهای دیگر را دوست دارد، زیرا در انسانیت و همچنین در امور دیگر با آنها اشتراک دارد.

