حقیقتِ ولایت
9ما در ابتدا تغییرات را در عالم ماده مشاهده میکنیم؛ بهعنوان مثال: آیا شما الآن میدانید که من یک دقیقۀ دیگر چه خواهم گفت؟ نمیدانید. آیا من میدانم الآن چه فکری در ذهن شما خطور میکند؟! مثلاً ممکن است الآن شما دربارۀ برخی از مسائل به من اشکال کنید؛ اما من آنها را نمیدانم، مگر اینکه آنها را بنویسید؛ آنگاه من میتوانم بفهمم که اشکال چیست و پیرامون کدام نکته و کدام مرحله است. پس من بر ملکوت و روحیات شما اشراف ندارم؛ شما نیز بر ملکوت من احاطه ندارید؛ من نمیدانم چه چیزی به ذهن و حافظۀ شما خطور میکند؛ شما نیز [خطوراتِ مرا] نمیدانید. اما شخصی که به ملکوت میرسد، همهچیز را میداند و میفهمد.
پس پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در ماده تصرف نکرد؛ بین پیامبرِ روی زمین و ماه، فاصلۀ بسیار زیادی بود، پس پیامبر چگونه میتوانست از جهت مادی در ماه تصرف داشته باشد؟! این است و جز این نیست که پیامبر در ملکوت ماه تصرف کرد و این تصرف، موجب تصرف در ماده میشود و ما تقسیم و شکافِ ماه را بهصورت مادی مشاهده میکنیم. پیامبر از جای خود تکان نخورد، راه نرفت و کاری [مادی] نکرد، بلکه فقط با همت و ارادهاش چنین کرد. همانطور که ابوعلیسینا در اشارات میگوید: «العارفُ یَفعَلُ بِهِمَّتِه؛1 عارف با همت و ارادهاش افعال را انجام میدهد.» عارف، کسی است که به مسئلۀ ولایت رسیده است؛ او با عزم و ارادۀ خود افعال را انجام میدهد.
پس پیامبر کاری در نفْس خود انجام میدهد و این کار اثری در ملکوت شیء میگذارد و در نتیجه ملکوت بر ماده تأثیر میگذارد و بهواسطۀ آن تأثیر و آن همت و تصمیم و تصرف نفسانی در ملکوت اشیاء، ماده (ماه) به دو قسمت تقسیم میشود.
همچنین مثلاً حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السّلام در چوب و عصا تصرف میکرد و عصا به اژدها تبدیل میشد؛2 همان عصای معمولی که انسان در دست میگیرد و میبیند که از جنس چوب و برگرفته از درخت است! پس حضرت موسی چطور میتوانست در این چوب تصرف کند و آن را به مار تبدیل کند؟!
- این عبارت از ابوعلی سینا یافت نشد اما قریب به این مضمون در فصوص الحکم، ج 1، ص 88 از محییالدّین ابنعربی وارد شده است: «العارفُ یَخلُقُ بِالهمّةِ (بِهِمَّتِه) ما یَکونُ لَه وجودٌ مِن خارجِ محلِّ الهِمَّة». (محقق)
- سورۀ أعراف (7) آیۀ 107؛ سورۀ طه (20) آیۀ 20؛ سورۀ شعراء (26) آیۀ 32.

