در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقتِ ولایت

و ارتباط آن با معجزات انبیاء و کرامات اولیاء الهی

0
نسخه عربی

حقیقتِ ولایت

5
  • مسئلۀ دوم: وجود ربط خاص میان عالَمِ خلق و عالَمِ امر

  • اما مسئلۀ دوم بحث که برای بیان آن لازم است مقدمه‌ای ذکر کنیم:

  • معلول بودنِ دنیا برای عوالم بالاتر

  • تمامی حوادث و موجوداتی که در خارج و عالم مادّه مشاهده می‌کنیم، نتیجه و معلول سلسله‌ای از علل ملکوتیِ غیبی هستند که از ذات پروردگار و مقام امر و اراده و مشیّت نازل شده‌اند؛ و این مسئله دربارۀ وجود اصلی و وجود تَبَعی اشیاء یکسان است و تفاوتی نمی‌کند؛ یعنی خواه در مورد نفْسِ وقوع و به وجود آمدنِ ابتداییِ این حوادث و امور باشد، و خواه در خصوص تغییرات و تحولاتی که بعد از به وجود آمدنشان در آنها اتفاق می‌افتد.

  • بنابراین، این عالَم شهادت و ماده با تمام مواد و خصوصیّات و عناصرش، با علت اولیّۀ خود ربط و پیوند دارد؛ و این علت، ذات پروردگار است. این بدان معناست که اگر دربارۀ کیفیت آفرینش و ایجاد آن تحقیق کنیم، خواهیم فهمید که این عالَم از ازل وجود نداشته، بلکه با اراده و مشیّت خداوند متعال به وجود آمده است؛ بنابراین علاقه و ارتباطی میان آن و پروردگار برقرار است.

  • ضرورت وجود عوالمِ واسطه میان ذات پروردگار و عالَم خلق

  • از آنجایی‌که مبرهن است خداوند متعال مجرّد از ماده می‌باشد، لذا از اوصاف و ویژگی‌های مختص به ماده (از قبیل وزن و کمّیت و کیفیت و رنگ و شکل) منزّه است؛ در نتیجه اگر اراده و مشیّت خداوند به ایجاد مخلوقی مادّی تعلق بگیرد، برای تنزّلِ این مخلوق از مقام اراده به مقام خلق، به اسباب و واسطه‌های متعددی نیاز است که میان ارادۀ او و خلقتِ این عالم مادّه و شهادت، پیوند برقرار کند. این مسئله کاملاً با قانون «بطلانِ طفره»1و2 تطابق دارد.

  • حکما و فلاسفه این واسطه‌ها را «عقول دهگانه» می‌نامند؛3 اما در اخبار و روایات نقل‌شده از ائمه علیهم السّلام آنها را «عالم لاهوت»، «عالم جبروت»، «عالم ملکوت»، «عالم مثال و برزخ» نامیده‌اند.4 همان‌طور که قرآن کریم به این مسئله تصریح دارد: ﴿بِيدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَي‌ءٍ﴾؛5 «ملکوت و حقیقتِ هرچیز به‌دستِ اوست.»6

    1. جهت روشن‌شدن مُراد از «طفره» مثالی ذکر می‌کنیم: انسان برای صعود به پشت‌بام، باید پاهای خود را روی هریک از پله‌های نردبان قرار دهد. آیا ممکن است شخصی بعد از عبور از پلۀ اول و دوم، بدون آنکه از پلۀ سوم عبور کند، روی پلۀ چهارم قرار بگیرد؟! امکان ندارد بدون عبور از پلۀ سوم به پلۀ چهارم برسد؛ این را جهش و طفره می‌نامند که محال می‌باشد.
    2. جهت اطلاع بیشتر پیرامون تعریف طفره و بطلان آن، رجوع شود به اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 4، ص 155.
    3. رجوع شود به آراء اهل المدینة الفاضلة، فارابی، ص 60 و 61؛ النّجاة، ابن‌سینا، ص 649 ـ 657.
    4. الکافی، ج 2، ص 572 و 584 و ج 3، ص 320؛ إثبات الوصیّة، ص 9 و 129؛ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 337 و 513؛ تحف العقول، ص 120؛ مهج الدّعوات، ص 13؛ عدّة الدّاعی، ص 281.
      جهت اطلاع بیشتر پیرامون عوالم مذکور، رجوع شود به إعجاز البیان، قونوی، ص 10؛ الإنسان الکامل، نسفی، ص 373 ـ 375؛ أسرار الحکم، سبزواری، ص 231؛ نهایة الحکمة، ص 313 ـ 323؛ معادشناسی، ج 3، ص 143 ـ 183؛ الله‌شناسی، ج 1، ص 177 ـ 179.
    5. سورۀ مؤمنون (23) آیۀ 88؛ سورۀ یس (36) آیۀ 83.
    6. هم‌چنین رجوع شود به سورۀ أنعام (6) آیۀ 75؛ سورۀ أعراف (7) آیۀ 185.