در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقتِ ولایت

و ارتباط آن با معجزات انبیاء و کرامات اولیاء الهی

0
نسخه عربی

حقیقتِ ولایت

3
  • نوع دوم: ولایت تشریعی

  • نوع دوم: ولایت تشریعی است که منوط به اذن و اجازه است؛ یعنی فرد نمی‌تواند بدون اجازۀ شخص دیگری، این مسئله را در عالَمِ خارج ایجاد کند. به‌عنوان مثال اگر این کتاب متعلق به رفیق ارجمند ما باشد، خداوند متعال جز با اجازۀ او به من اجازه نمی‌دهد آن را بردارم و بخوانم. اگر ایشان به بنده اجازه داد که این کتاب را بخوانم، خداوند متعال و همچنین قانون و عقل و عرف به من اذن می‌دهد که این کتاب را باز کنم و بخوانم؛ در  غیر این‌صورت همه مرا مسئول می‌دانند و بازخواست می‌کنند که چرا این کتاب را بدون اجازۀ صاحب و مالک آن، باز کرده‌ام و خوانده‌ام.

  • تفاوت بین این نوع از ولایت (ولایت تشریعی) و ولایت نوع اول (ولایت تکوینی)، تنها در اجازه و اذن است؛ در نوع اول ولایت، احتیاجی به اجازه نیست، بلکه شخص آنچه اراده می‌کند، انجام می‌دهد؛ اما در نوع دوم، اذن لازم است که آن را ولایت تشریعی می‌نامند. البتّه مقصود از ولایت تشریعی در اینجا آن ولایت خاصّ تشریعی نیست که فقها در کتب فقهی و در مبحث ولایت فقیه، ولایت وصی، ولایت پدر و ولایت جدّ [پدری] دربارۀ آن به بحث می‌پردازند. [بلکه] ما در اینجا از معنای عامّ ولایت تشریعی صحبت می‌کنیم.

  • پس هرکس بخواهد در مال و دارایی شخص دیگر تصرف کند، لازم است از او اجازه بگیرد؛ هر چند که آن شخص، ملتزم یا حتی مسلمان، یا اصلاً دارای هیچ دین و تعهدی نباشد؛ در هر صورت قانون مدنی این اذن و اجازه را به نفع او واجب کرده است.

  • حقیقت واحدِ ولایت تکوینی و تشریعی

  • اما حقیقتِ ولایت تشریعی و ولایت تکوینی، حقیقتِ واحدی است که عبارت است از «توانایی و قدرت ایجاد و تحقق امری در خارج». مثلاً ما دربارۀ شخصی که قدرت بنای ساختمان را در این زمین دارد، می‌گوییم که او «ولیّ» این عمران و ساختمان است. درعین‌حال دربارۀ شخصی که توانایی بنای ساختمان در زمینِ رفیق ما یا شخص دیگری را به اذن آنها دارد، می‌گوییم: او برای ایجاد ساختمان و کار کردن روی این زمین «ولایت» دارد.