حقیقتِ ولایت
4پس در ولایت تکوینی نیازی به اذن نیست، اما ولایت تشریعی احتیاج به اذن و اجازه دارد؛ ولی حقیقتِ هر دو یکی است. بر این اساس، حقیقت ولایت همان «اِعمال و ایجاد و تکوینِ چیزی که وجود نداشته است» میباشد. بهعنوان مثال بنده الآن این قرآن را برمیدارم؛ خودِ این قرآن وجود داشت، اما «برداشتنِ آن» وجود نداشت و بنده قرآن را از مکانی به مکان دیگر منتقل کردم. پس اکنون در اینجا با انجام فعلی در عالم خارج و اِعمالِ تغییر و تصرف در آن، ولایت محقق شد.
همچنین برای بنده این امکان وجود دارد که از ابتدای امر، متصدّی طبع و نشر این قرآن شوم؛ در این حالت در وهلۀ اول قرآن اصلاً وجود ندارد و بنده با چاپ و نشر آن، آن را در خارج به وجود میآورم؛ که ایجادکننده، نفْسِ انسان و آنچه در خارج ایجاد میشود، قرآن خواهد بود. ما به هر دو مورد، «ولایت» اطلاق میکنیم.
حقیقت ولایت تکوینی
پس ما به ایجاد و چاپ و انتشار قرآن «ولایت» اطلاق میکنیم؛ چراکه نوشتههای روی کاغذ وجود نداشت و چاپ نشده بود؛ و با این کارها، اتفاقات و اشیائی در خارج تحقق مییابند. سپس وقتی قرآن را طبع و در عالم خارج محقق نمودیم، در شرایط و کیفیّات آن تصرف میکنیم؛ مثلاً آن را میگیریم، باز میکنیم و میخوانیم. به همۀ این اقدامات نیز ولایت گفته میشود؛ اگرچه اینها بعد از به وجود آمدنِ آن قرآن در عالم خارج صورت گرفته است. بنابراین، اصطلاح «ولایت» از یک سو بر نفسِ ایجاد قرآن، و از سوی دیگر بر هر نوع تصرف در آن اطلاق میگردد؛ مانند تغییر در شرایط و کمّیت و کیفیت و قرائت و جابهجایی آن.
بر این اساس، ولایت عبارت است از ایجاد امری که در عالم خارج وجود نداشته است؛ خواه اساساً خودِ آن شیء وجود نداشته باشد، یا آنکه وجود داشته اما شرایطِ آن مورد تغییر قرار بگیرد؛ زیرا این تغییرات وجود نداشته و با ارادۀ شخص تحقق پیدا میکند.

