در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

براى شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فرو بست

16389
جلسات
نسخه عربی

براى شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فرو بست

8
  • در آن موضع که نورِ حقّ دلیل است***چه جای گفتگوی جبرئیل است
  • فرشته گرچه دارد قرب درگاه***نگنجد در مقام لی مع اللَه
  • چو نور او ملَک را پر بسوزد***خِرد را جمله پا و سر بسوزد1
  • وقتی جبرئیل نمی‌تواند برود بالا و می‌گوید: من اگر از اینجا بخواهم بالا بروم، بال و پرم می‌سوزد، من موجودی هستم محدود به حدّی، محدود به حدّ علم، و از آنجا اگر بخواهم بالا بروم، بال من که علم است می‌سوزد؛ چون آنجا عالَمی ما فوق علم است، آنجا کُنهِ ذات است؛ «خِرَد» کجا می‌تواند برود؟! انسان می‌تواند با این عقلش برود خدا را پیدا کند؟! با فکرش برود خدا را پیدا کند؟

  • شیخ بهائی: «غایت سیر علماء راسخین، رسیدن به اسماء و صفات خداست«

  • مرحوم شیخ بهائی ـ أعلی اللَه مقامَه الشّریف ـ در کتاب أربعین که یکی از کُتبِ خیلی نفیس است، ضمن شرح حدیث دوّم از آن کتاب، یک بیانی دارد، خیلی بیانش خوب است، می‌فرماید:2 ”معرفت به خدا، به اندازۀ قدرت انسان است، و انسان قادر است که با اسماء و صفات خدا را بشناسد، اسماء و صفات پروردگار را بشناسد؛ امّا کُنهِ ذات پروردگار خارج از حیطۀ قدرت اوست؛ و لذا می‌بینیم که ملائکۀ مقرّبین و انبیاء مرسلین هم به کُنهِ ذات پروردگار نرسیدند؛ و از پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نقل شده است که آن حضرت فرمود: ”ما عَبَدناکَ حَقَّ عبادتِکَ و ما عَرَفناک حَقَّ مَعرِفتِک!“3 یعنی «ما آن‌طوری که باید و شاید تو را نشناختیم و آن‌طوری که باید و شاید تو را عبادت نکردیم.»

  • از طرفی دیگر در روایت وارد است که:

  • ”إنَّ اللَه تَبارَکَ و تَعالَی احتَجَبَ عَنِ العُقولِ کَما احتَجَبَ عَنِ الأبصار و إنَّ المَلَأ الأعلَی یَطلُبونَهُ کَما تَطلُبونَهُ أنتُم!“4 «خداوند تبارک و تعالی از عقل‌ها هم مخفی است، کما اینکه از چشم‌ها مخفی است؛ و موجودات مَلإ أعلی، مثل ملائکه، آنها هم دارند دنبال خدا می‌گردند و می‌خواهند خدا را پیدا کنند، کما اینکه شما دارید دنبال خدا می‌گردید و می‌خواهید او را پیدا کنید.» بنابراین آن کسانی که می‌گویند ما واصل شدیم به ذات خدا و به حقیقت خدا و به کُنهِ خدا رسیدیم و کنهِ خدا را درک کردیم، اُحثُ التُّرابَ فی فیهِ! «خاک بریز در دهان او.» بَل ضَلَّ و غَوَی و کَذِبَ و افتَرَی! «دروغ می‌گوید و گمراه می‌کند و بهتان می‌زند.» مسأله از این قرار نیست، بلکه علماء راسخین که پا در مقام معرفت گذارده‌اند، غایت سیر آنها رسیدن به اسماء و صفات خداست و تماشای خدا از ناحیۀ اسماء و صفات.

    1. گلشن راز شبستری.
    2. اربعین شیخ بهائی، طبع ناصری (سنه ١٢٧٤ هجریه قمریه)، ص ١٦.
    3. الله شناسی، ج ١، ص ١٥٨:
      «سمعانی در کتاب رَوح الأرواح فی شرح اسماء المَلِک الفتّاح در ص ٥٤ گوید:
      ” ... و ملائکه ملوک می‌آیند صومعه‌های عبادت را آتش در زده، خرمن‌های تقدیس و تسبیح را بر بادِ بی‌نیازی بر داده و می‌گویند: ما عبَدناک حقَّ عبادتِک. عارفان و موحّدان می‌آیند دست افشانان که ما عَرفناک حقَّ معرفتِک.“
      و در ص ٥٩٦ گوید: ”آنکه فرشتگانند می‌گویند: ما عبَدناک حقَّ عبادتِک، آن سرمایه به باد دادن است؛ و آنکه آدمیان گفتند: ما عرَفناک حقَّ معرفتِک، و آن خرمن خود را آتش در زدن است.“
      و نجیب مائل هروی در تعلیقه خود در ص ٦٩٧ می‌نویسد:
      ”ما عبَدناک حقَّ عبادتِک: علاء الدّوله سمنانی می‌نویسد: یکی از مسائل اصول که مختلف است میان امام أبوحنیفه و امام شافعی آن است که أبوحنیفه می‌گوید: ما عبَدناک حقَّ عبادتِک و لکن عرَفناک حقَّ معرفتِک، و شافعی می‌گوید: ما عبَدناک حقَّ عبادتِک أی ما عرَفناک حقَّ معرفتِک. (چهل مجلس، ص ١٥٦ ـ  ١٥٧).“
      و علاء الدّوله سمنانی در العروة خود، ص ٨٣ و ٨٤ گوید:
      ”و همچنین همه عارفان همین گفته‌اند. امّا آنکه امام اعظم أبوحنیفه کوفی گفته: سبحانَک ما عبَدناک حقَّ عبادتِک و ما شکَرناک حقَّ شُکرِک، و لکن عرَفناک حقَّ معرفتِک؛ همین معنی دارد.“»
    4. بحارالأنوار، ج ٦٦، ص ٢٩١؛ الله شناسی، ج ٣، ص ٢٠؛ توحید علمی و عینی، ص ٢٥٢.