براى شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فرو بست
4پس این خدا چه اندازه بزرگ است! علمش چه اندازه بزرگ است! تمام این عقلاء و علماء، اعمّ از انسان و عقل و شعور که در حیوانات و ملائکه و جنّ و در موجودات دیگر است، تمام اینها دارند علم خدا را نشان میدهند؛ قدرتِ موجودات، قدرت خدا را نشان میدهد؛ باز هم انسان از تماشای این آیینهها سیر نمیشود، باز هم میخواهد با یک آیینۀ دیگری تماشا کند، و از آن آیینه یک جلوه و جمالِ دیگری از خدا ببیند؛ و لذا این تماشا کردن، منتهیِ به حدّی نیست؛ حتّی در انبیاء و مرسلین، آنها هم از تماشا کردن خسته نمیشوند!
یکی از سِیْرهایی که انسان بعد از «سِیْر مِنَ الخَلقِ إلَی الحَقّ» و «سیر فی الحَقِّ بِالحَقّ» دارد، «سیر مِنَ الحَقِّ إلَی الخَلقِ بِالحَقّ» و بعد «سیر فی الخَلقِ بِالحَقّ» است،1 یعنی «انسان با چشم خدایی موجودات را تماشا کند.» و این سیر اصلاً تمام شدنی نیست؛ چون خدا تمام شدنی نیست، خدا دارای حدّی نیست؛ تماشای آن جمال که از هر طرف یک قِسم جلوه میکند، و یک قسم خود نمائی میکند، این محدود به حدّی نیست.
و لذا هرکس که بخواهد خدا را از این آیات نشان بدهد، ذات خدا را نمیتواند نشان بدهد؛ مگر اینکه خدا را از آن آیینه و از آن جنبهای که آن موجود آیتیّتِ برای او دارد، نشان میدهد. انبیاء یک قسم بیان میکنند، اولیاء یک قسم بیان میکنند، حکماء یک قسم بیان میکنند، علماء یک قسم بیان میکنند، زهّاد و عبّاد خدا را یک قسم بیان میکنند، اهل معصیت یک قسم بیان میکنند، اهل طاعت یک قسم بیان میکنند، حیوانات یک قسم نشان میدهند، جمادات یک قسم نشان میدهند، مَلإ أعلیٰ و ملائکه خدا را یک قسم بیان میکنند، و همه هم دارند دنبال آن ذات میگردند، و دستشان هم به آن ذات نمیرسد، و همه هم گیج و متحیّرند؛ چون میخواهند خودشان را از این آیینهها به آن ذات برسانند و آیینه نمیتواند نشان بدهد، چون آیینه از جهتی نشان میدهد.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون سفرهای چهارگانه سالک به امام شناسی، ج ٥، ص ٨٣؛ رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم، ص ١٤٣، مراجعه شود. (محقّق)

