آیات و روایات داله بر امكان لقاء خداوند
7میگویند: نه، مراد لقاء ائمّه علیهم السّلام است. انسان خدا را نمیبیند، امام را میتواند ببیند و به معرفت امام هم برسد؛ پس کسی که به مقام لقاء امام رسید، این مراد لقاء خداست.
پاسخ به منکرین خداوند
باید جواب بدهیم که: آقاجان! خود ائمّه علیهم السّلام مگر این آیات را نمیخواندند؟! خود آنها مگر دنبال لقاء خدا نمیرفتند؟! پس این آیات دربارۀ خود آنها صادق نیست؟! و علاوه ائمّه علیهم السّلام که معرفت آنها معرفت خداست، بعد از این است که آنها وجهُ اللَه شدند، اسم خدا شدند، راه را طیّ کردند، معرفت پیدا کردند، امام شدند، آنوقت ما میگوییم: لقاء آنها لقاء خداست! پس آنها با سایر افراد مردم تفاوت دارند، پس بعد از اینکه آنها به مقام لقاء خدا رسیدند، وَجهُ اللَه شدند، یَدُ اللَه شدند، اُذُنُ اللَه شدند، عَینُ اللَه شدند، این عناوین بر آنها صادق است.
پس این استدلالی که شما میکنید بر علیه خودتان است؛ چون خواستید مطلب را باطل کنید، اثبات کردید. اجمالاً میگویید که: امام میتواند به لقاء خدا برسد، همین برای ما کافیست، امام غیر خداست، و میتواند خدا را ببیند.
اگر شما دربارۀ امام قبول کنید و بگویید: پیغمبر و امام میتوانند خدا را ببینند، این برای ما کافیست؛ آن استدلال شما را پُر میکند که غیر از پروردگار أحدی از ممکنات نمیتواند به مقام ملاقات خدا برسد؛ مگر امام و پیغمبر اینها واجب الوجودند؟! اینها ممکن الوجودند، منتهی در اثر تزکیه و تهذیب به حجاب أقرب رسیدهاند و کشف سُبُحاتِ جلال بر آنها شد و مطلب را درک کردند. اگر این مطلب را اجمالاً قبول کنیم، دربارۀ همۀ افراد بشر باید بدون استثناء این امر را قبول کنیم؛ چون ائمّه و پیغمبران پیشوایانی بودند به راهی که خودشان رفته بودند، و همۀ مردم را به دنبال خودشان دعوت کردند. گفتند: ای مردم دنبال ما بیایید! ما امام شما هستیم، ما پیشوای شما هستیم، یک راهی رفتیم و یک چیزی فهمیدیم؛ شما دنبال ما بیایید تا شما را بفهمانیم!

