آیات و روایات داله بر امكان لقاء خداوند
6﴿قُلۡ هَلۡ نُنَبِّئُكُم بِٱلۡأَخۡسَرِينَ أَعۡمَٰلًا * ٱلَّذِينَ ضَلَّ سَعۡيُهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ يَحۡسَبُونَ أَنَّهُمۡ يُحۡسِنُونَ صُنۡعًا * أُوْلَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ وَلِقَآئِهِۦ فَحَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فَلَا نُقِيمُ لَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَزۡنٗا﴾.1 «ای پیغمبر! به مردم بگو من به شما خبر بدهم؟ شما را متوجّه کنم که کدام یک از افراد خیلی خیلی بیچاره و پَستند و دستشان خالیست؟! آن کسانی که در دنیا کارهای بزرگی میکنند امّا خیال میکنند کار خوبی کردهاند! این افرادی که به لقاء خدا و روز قیامت ایمان ندارند، دستشان از همۀ افراد خالیتر است!» یعنی مغزی که در دنیا از همه مغزها پوکتر است، آن کسی است که میگوید: انسان به ملاقات خدا نمیرسد.
﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَهِ فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَهِ لَأٓتٖ﴾؛2 «آن کسانی که امیدِ لقاء خدا را دارند بدانند که میرسند، آن زمانی که خدا برای وصول معیّن کرده، میرسد.» و خیلی آیات غیر از اینها در قرآن مجید وارد شده.
آن دستهای که مخالفند میگویند: این آیات لقاء، لقاءِ خدا نیست، انسان خدا را به هیچوجه نمیتواند ببیند، نه با چشم سر، نه با چشم ذهن، نه با چشم دل، نه با چشم سِرّ، نه ذات خدا، نه صفت خدا، نه فعل خدا، نه اجمالاً، نه تفصیلاً، راه بسته است!
اینها جواب میدهند: مگر لقاء خدا در آیۀ قرآن نیست؟! لقاء یعنی چه؟! یعنی: دیدن. من میآیم برای لقاء شما، برای ملاقات شما، شما را ببینم. پس چرا خدا اینقدر بیان کرده و تأکید کرده و این مطلب را خیلی مهمّ شمرده و آن کسانی که امیدِ لقاء خدا ندارند، آنها را أخسَر یعنی: بیچارهتر، پستتر، زیانکارترین افراد معیّن فرموده؟! دیگر چرا این کار را کرد؟! مراد از لقاء خدا چیست؟
آنها میگویند: مراد از لقاء خدا ملاقات نِعَم بهشتی است؛ سیب است، گلابی است، حورالعین است، درخت است، چیزهایی که در بهشت به انسان میدهند، اینها ملاقات خداست.
مگر خدا عاجز بود که همین الفاظ را بیان کند، ولی اسم لقاء آورد؟! و علاوه این آیاتی که تا این درجه انسان را به لقاء خدا تحریک میکند، انسان بگوید: این است که انسان برود در قیامت دو تا گلابی دستش بدهند؟! یا دو تا سیب دستش بدهند؟! آیا معنی لقاء خدا این است؟! آیا حیف نیست که انسان لقاء خدا را اینقدر پائین بیاورد، و به لقاء دو تا سیب و دو تا گلابی تعبیر کند؟!
- سوره الکهف (١٨) آیه ١٠٣ الی ١٠٥.
- سوره العنکبوت (٢٩) صدر آیه ٥.

